آیا شما شرایط و شایستگی پدر و یا مادر شدن را دارید؟

طرح مساله

خود فلسفه ی طرح این سوال و هم چنین پاسخ دادن به این پرسش برای بسیاری از افرادی که قصد بچه دار شدن دارند بسیار آسان می باشد و این دسته از افراد بسیار آسان و راحت می توانند به این پرسش پاسخ دهند که آیا توانایی و شرایط و یا به عبارت بهتر؛  استحقاق پدر و یا مادر شدن را دارند یا خیر. این دسته از افراد حداقل می توانند به این پرسش پاسخ دهند که آیا قصد دارند صاحب فرزندی شوند یا خیر. اهمیت این پرسش از آن جایی خود را نشان می دهد که بسیاری از والدین حتی هنوز به این مرحله نرسیده اند که بتوانند با قطعیت پاسخ این سوال را بدهند. به عبارت بهتر حداقل چیزی که می توان در مورد این دسته از افراد گفت این مساله است که این افراد ( گذشته از جنسیت) یک مرحله از دسته ی قبلی جلوتر هستند. چرا که به این مساله علم دارند که می خواهند بچه دار شوند و دیگر درگیر شک های بچه دار شدن نیستند و در مورد این مساله با خود کنار آمده اند و خود را حداقل از لحاظ فکری آماده و پذیرای فرزند کرده اند. از همین رو ممکن است این دسته از افراد برای  سالیان سال ( حداقل به مدت یک سال) برای بچه دار شدن تلاش کرده باشند. حال می خواهد نتیجه ی این تلاش مثبت بوده باشد و یا منفی.

شما به عنوان فردی که قصد پدر و یا مادر شدن را دارید؛ ممکن است متوجه باشید که در حال انجام گرفتن چه تصمیم مهمی در زندگی خود هستید. هم چنین ممکن است جزو آن دسته از والدینی باشید که هنوز در مورد این مساله به خوبی با خود کنار نیامده اند و نمی دانند که دقیقا از به دنیا آوردن کودک خود چه می خواهند و به دنبال چه چیزی هستند و چه هدفی را دنبال می کنند. اگر شما می دانید که داشتن فرزند چقدر با اهمیت است و در کنار تمام شیرینی های خود البته سختی ها  و مشکلاتی نیز به همراه خود خواهد داشت ؛ این مساله را می دانید که دارید آگاهانه این کار را انجام می دهید . اما اگر جزو آن دسته از افراد هستید که نمی دانید برای چه دارید بچه می آورید و به عبارت بهتر از فرزندآوری هدف خاصی را دنبال نمی کنید امید است که مطالب این مقاله برای این گروه از والدین آینده مفید واقع گردد. امید است تا این گروه از افراد با خواندن مطلابی که در این مقاله و هم چنین در سیار مقالات مشابه این مقاله آورده شده است؛ بتوانند دیدی کلی از فرزندآوری و این که چرا؛ چگونه و چه زمانی بایستی بچه دار شوند را متوجه شوند و از آن در زندگی واقعی خود به صورت عملی استفاده نمایند. علت اهمیت این مساله از آن جهت مشخص می گردد که بسیاری از افراد می توانند با دانستن و علم به این مهم نه تنها شرایط خود را برای داشتن فرزندی هر چه سالم تر و بهتر آماده کنند؛ بلکه انجام چنین کارها و طرح چنین پرسش هایی باعث خواهد شد تا این افردا بهتر از قبل بتوانند خود را برای داشتن فرزند آماده کنند و به عبارت بهتر وضعیت موجود خود را با آگاهی ارتفا دهند تا هم خود از زندگیشان بیش تر لذت ببرند و هم این که بهتر و بیش از پیش بتوانند پذیرای عضو سومی در میان خود و شریک خود باشند.

نکته ای که این دسته از افراد بایستی به آن واقف باشند این مساله است که قرار نیست تمام افراد دارای بچه شوند. به عبارت بهتر لزومی ندارد که همه ی انسان ها بچه دار شوند. چرا که همواره افرادی هستند که این کار را به جای دیگران انجام می دهند و تعادل و توازن جمعیتی یک کشور را حفظ می کنند. منظور از این قسمت آن است که لزومی ندارد تا این دسته از افراد حتما دارای فرزند شوند. در این جا و در ابتدا بایستی این مساله را مطرح نمود که عده ای از افراد وجود دارند که واقعا یا نمی دانند از زندگی چه می خواهند و یا به هر دلیلی این توانایی را ندارند که صاحب بچه شوند . حال این دلایل می توانند مادی باشد و یا غیر مادی که در بیش تر موارد و بر خلاف تصور عموم مشکل غیر مادی است. بسیاری از افراد در همین رابطه این اشتباه را می کنند که اگر تنها بتوانند شکم کودک را سیر کنند و مایحتاج مورد نیاز روزانه ی او از قبیل غذا و پوشک را تهیه نمایند کفایت می کند و تربیت بچه اهمیت چندانی ندارد. در پاسخ به کسانی که این چنین فکر می کنند بایستی گفت که چنین فکری در مورد بچه داری به کلی غلط می باشد و سال هاست که استفاده از چنین تفکر و روشی در بین جوامع جهانی منسوخ شده است. در همین راستا؛ به افرادی که چنین وضعیتی از لحاظ فکری دارند توصیه می شود که تا حد امکان بچه دار نشوند. علت این مساله نیز مشخص است. افرادی که حتی خودشان نمی دانند چرا ازدواج کرده اند و هدف شان از ازدواج چه بوده است چطور می توانند دارای فرزند شوند و او را به نحو احسنت بزرگ کنند؟ البته نبایستی این گروه را به طور کلی از داشتن فرزند محروم کرد. چرا که هیچ سیستم تصمیم گیری حق و توانایی انجام چنین کاری را ندارد. کاری که دولت ها در این زمینه بایستی انجام دهند این است که با آموزش های گسترده ای که به زوجین در این زمینه می دهند؛ این گروه از افراد را با این مسایل آشنا کنند تا آن ها در صورت اقدام به فرزندآوری بدانند که دارند چه کاری را انجام می دهند و این که چرا این کار را انجام می دهند و هدف از بچه داری چه می باشد؟  التبه در اینجا نقش مراکز مشاوره ی خانواده نیز مهم و حیاتی می باشد. نقش این مراکز از آن جهت می تواند خود را نشان دهند که با ارائه ی بهترین  و به روز ترین مشاوره ها به این دسته از افراد قادر خواهند بود تا اطلاعات کافی را در اختیار این گروه ها قرار دهند تا از بروز هر گونه احتمال آتی در رابطه با فرزندآوری و رشد و تربیت فرزند جلوگیری کنند. البته مساله تامین بودجه ای این مراکز نیز یک مساله ی دیگر است که می توان بخشی از درآمدهای آن ها را از خود زوجین دریافت کرد و بخش دیگری را توسط دولت تهیه نمود.

فاکتور سخت کوشی

بچه دار شدن می تواند در عین حال که مفرح و هیجان انگیر و لذت بخش باشد به طوری که هیچ گاه نمی توان آن را در دوران مجردی تجربه نمود اما از طرف دیگر نیز می تواند بسیار سخت و آزار دهنده و مشکل باشد. به عبارت بهتر بایستی این ذهنیت به کلی از اذهان کسانی که می خواهند بچه دار شوند پاک شود که بچه دار شدن تنها خوشی و خرمی است و هیچ مشکل و نگرانی متوجه پدر ها و مادرها نمی باشد. متاسفانه بایستی این مساله را مطرح کرد که کم نیستند والدینی که واقعا چنینی ذهنیتی از بچه دار شدن دارند و زمانی که به مراکز مشاوره ی خانوادگی مراجعه می کنند و متخصص از آن ها سوال می پرسد که چرا می خواهند بچه دار شوند آن ها هیچ پاسخ منطقی و قانع کننده ای ندارند. در این جا نیز به مانند بخش قبلی مساله ی آموزش های پیش از ازدواج می تواند بسیار مهم و حیاتی باشد. این آموزش ها از آن جهت مهم می باشد که اگر فردی حتی قبل از ازدواج بتواند شناخت خوبی از خود پیدا نماید خواهد توانست تا با خود بگوید که آیا من واقعا از لحاظ شخصیتی و فکری توانایی داشتن فرزند را دارم یا خیر و در صورت منفی بودن جواب از سوی خود فرد یا ازدواج به تاخیر بیفتد و یا با مراجعه به مراکز مشاوره ی خانواده بتواند تا مشکل را در درون خودش حل نماید تا زمانی که بخواهد صاحب فرزند شود با مشکلی رو به رو نشود. البته در این جا تنها عامل موثر آموزش نمی باشد. بلکه فاکتورها و دلایل دیگری نظیر شخصیت فرد و محیطی که در آن رشد کرده است نیز موثر می باشد. در کنار تمامی این مسایل فرهنگی که فرد در آن بزرگ شده است نیز تماما می تواند بر روی نحوه و کیفیت فرزندی آوری و تربیت بچه موثر باشد.

فرزند آوری برای این دسته از افراد مشکل است چرا که تمام کیفیت و کمیت این مساله یعنی داشتن فرزند به خود شما برمی گردد. داشتن فرزند ممکن است برای شما مشکل باشد چرا که بایستی تمام انرژِی خود را با کودک خود سپری کنید. داشتن فرزند برای شما مشکل است چرا که بایستی تمام زمان و وقت خود را صرف کودک خود کنید تا بتوانید از او مراقبت کنید و نیازهای او را که هم فیزیکی و هم روحی روانی است برطرف کنید. ذهنیت غلط دیگری که در رابطه با بچه دار شدن گریبان گیر این دسته از افراد می باشد این است که این گروه از افراد فکر می کنند که اگر با کودک خود زمان کمی را سپری کنند مشکلی پیش نمی آید و کودک را با مشکلی رو به رو نخواهد کرد. در حالی که بایستی این مساله را مطرح کرد که انجام چنین کاری یعنی به حال خود رها کردن کودک می تواند عواقب زیاد و البته مخربی را برای رابطه ی والدین و کودک و هم چنین خود کودک در پی داشته باشد. از جمله عواقبی که می توان انجام چنین کاری از سوی والدین متوجه کودک گردد این است که اگر کودک وقت و زمان کافی را با والدین خود سپری ننماید ممکن است دچار سرخوردگی گردد که به همراه آن می تواند افسردگی هم در پی داشته باشد. زمانی که چنین اتفاقی در مغز کودک بیفتد. رابطه ی او با پدر و مادرش دست خوش تغییرات منفی می گردد و دیگر قادر نخواهد بود تا با آن ها رابطه ای درست داشته باشد.

داشتن فرزند و مراقبت کردن از او وظیفه ای دو چندان را بر گردن زنان در مقایسه با مردان می انداز. زنان در این برهه از زندگی خود به دلیل پیوند عاطفی و فیزیکی زیادتری که با فرزند تازه متولد شده ی خود دارند بیش از شوهر و یا همسر خود زمان و انرژی خود را با کودک خود صرف می نمایند و به همین دلیل نیز بیش از مردان تحت تاثیر عوامل مختلف داشتن فرزند قرار دارند. از همین رو و با توجه به این مطلب بایستی گفت که زنان بیش از مردان در معرض ابتلا به این مشکلات رفتاری در قبال فرزندان خود هستند تا مردان. علت این مساله نیز آن است که زن ها به دلیل آن که بیش تر از مردان زمان خود را با کودکان سپری می نمایند؛ از لحاظ رفتاری بیش تر کودکان را تحت تاثیر قرار می دهند و کودکان به طور معمول بیش تر از زن ها الگوی رفتاری و گفتاری و کلامی و ارتباطی می گیرند تا پدرهای خود. از همین رو وظیفه ی زن ها خطیرتر می باشد و بایستی تا بیش از مردان خود را آماده ی این وضعیت نمایند.

به گفته پتی ویفتر متخصص طب اطفال در ایالات متحده ی آمریکا، داشتن فرزند برای این دسته از افراد ممکن است وظیفه ای خطیر باشد. علت این مساله نیز ان است که این دسته از افراد در حال بزرگ کردن نسل آینده ی کشور خود خواهند بود و در واقع بایستی با صرف زمان و انرژی و هزینه ی کافی برای رشد و پرورش فرزند خود به کشور خود خدمت کنند. وظیفه ی افراد در تربیت کودک از آن جهت مهم و ضروری است که در حال تربیت نسل آینده ی کشوری هستند که در آن بزرگ شده اند و گذشته از هر گونه احساس وظیفه و مسئولیتی که در خانه ی خود و در قبال خود؛ شریک زندگی خود و کودک خود احساس می کنند؛ وظیفه ای را نیز در قبال کشور خود به دوش می کشند.

مساله ی دیگری که بایستی به آن در این باره در مورد افرادی که قصد پدر و یا مادر شدن اشاره شود این مساله است که مردان امروزه بیش از هر زمان دیگری در تولید مثل و مراقبت از کودک نقش ایفا می کنند و بسیاری از مسائل بیرونی مورد نیاز برای منزل و کودک تازه متولد شده را متقبل می شوند و بر عهده می گیرند. اما مساله ی دیگری که در اینجا بایستی به آن اشاره شود این مساله است که زنان به عنوان مهم ترین والدی که بیشترین زمان و انرژِی را صرف کودک تازه متولد شده می کند هنوز از مزایا و حقوقی در مورد نگهداری از کودک به او تعلق می گیرد برخوردار نمی باشد و این مساله برای این دسته از افراد می تواند مشکل ساز شود و این مشکل به ویژه برای زنانی که به تازگی دارای فرزند شده اند اتفاق می افتد.

البته ذکر مشکلاتی که برای زن ها در این برهه از زندگی آن ها به وجود می آید به این معنا نیست که مردان به کلی در این باره هیچ مشکلی ندارند و با هیچ مساله و معضلی دست به گریبان نیستند. امروزه و برخلاف گذشته و بیش از پیش هم مردان و هم زنان پا به پای یکدیگر برای داشتن فرزندی هر چه سالم تر و بهتر تلاش می کنند و رنج ها و مشقات زیادی را تحمل می کنند تا بتوانند نسلی سالم و قوی و کارآمد را به جامعه ای که در آن زندگی می کنند تحویل دهند و از این مساله سربلند بیرون بیایند.

مساله ای که در ادامه ی مطلب قبل بایستی به آن اشاره کرده این است که الگوهای رفتاری و مراقبتی مردان در این دوره به نسبت به زمان های پیشین متفاوت شده است. به این گونه مردان به دلیل آن که بایستی مدت زیادی را در شبانه روز سر کار باشند تا بتوانند معاش خانواده را تامین نمایند؛ کمتر از زن ها می توانند با کودک تازه متولد شده زمان و انرژی صرف کنند و این مساله باعث ایجا شدن نوعی رابطه ی عاطفی ضعیف تر میان پدر و کودک در مقایسه با رابطه ی عاطفی کودک با مادر می شود. از همین رو بسیاری از مردانی که پدر شده اند ممکن است این احساس را در خود حس کنند که به دلیل آن که نمی توانند زمان مناسبی را با خانواده و به خصوص کودک خود صرف نمایند پس پدر خوبی نیستند.

بررسی یک واقعیت

تمامی این افراد آن قدر پیش از بچه دار شدن در مورد فرزندآوری در ذهن خود تجسم و تخیل کرده اند که واقعا مشکل می باشد تا پس از فرزند آوری همان چیزی را در قبال کودک تازه متولد شده پیاده کرد که قبل از بچه دار شدن در ذهن خود متجسم بودند.

هرت لرنر روان شناس و متخصص مسائل مرتبط با کودکان در این باره می گوید که اگر شما جزو این دسته از افراد هستید و قصد دارید تا فرزندی را به دنیا بیاورید و تا به حال حداقل یک بار به این که چگونه بایستی فرزندتان را به مدرسه ببرید و یا تا به حال این مساله فکر نکرده اید که اگر یک هفته با کودک خود بیکار و تنها در خانه بودید بایستی چه کارهایی برای کودک انجام دهید و چگونه بایستی با این مساله کنار بیایید و از کودک تازه متولد شده ی خود مراقبت کنید بایستی به شما این مساله را یادآور و به عبارت بهتر گوش زد کرد که شما هنوز آمادگی لازم را برای فرزند آوری و داشتن بچه ندارید. به عبارت بهتر می توان گفت که شما هنوز اطلاعات لازم و کافی را در این باره ندارید تا بتوانید از آن در مواجهه با فرزند خود از آن ها استفاده کنید و طرفی از آن ها در رابطه با کودک خود ببندید.

میندی تومای نویسنده ی کتاب های علمی – تخیلی که خود او مدت زیادی را جزو طرفداران فرزند نیاوری بود اخیرا اعلام کرده است که بهتر است هدف نهایی و غایی از فرزند آوری در این دسته از افراد تعالی و رشد معنوی خود پدر و مادر و کودک است و نه چیزی بیشتر.

نکته ی دیگری که بایستی به آن اشاره شود این مساله است که بسیاری از این افراد حتی زمانی که بچه دار شده اند نیز قادر نیستند درک کنند که دارای فرزند شده اند و ممکن است این روند برای آن ها حتی سالیان سال به طول بینجامد. یکی از مادران خاطره ی خود که را به مرکز کنترل طب اطفال ایالات متحده ی امریکا گفته است که حتی زمانی که کودک خود را درون کالسکه می گذاشته است نیز از این که دارای فرزند شده است متعجب بوده است و نمی توانسته است هنوز این مساله را باور نماید و این قدر ذوق زده و هیجان زده بوده است.

مساله ی دیگری که در رابطه با این دسته از افراد بایستی به آن اشاره کرد این است که زنان بیش از مردان در انتظار فرزند داشتن و تشکیل خانوده هستند. این مساله ممکن است ریشه در تاریخ ، مذهب و سایر عوامل انسانی داشته باشد. گویی زنان از همان ابتدا نقش مادر را بازی می کنند. زمانی که کودک هستند از عروسک های خود مراقبت می کنند و زمانی که بزرگ می شوند و خود واقعا دارای خانواده می گردند از کودک خود مراقبت می کنند.

اما مساله ای که در اینجا به این دسته از افراد بایستی گوش زد نمود و یا به عبارت بهتر یادآور شد این مساله است که زمانی که زنان به عنوان یک طرف قضیه قصد دارند تا صاحب فرزند شوند دیگر این مساله نه به پدر و مادر فرد بستگی دارد و نه به دین و مذهب فرد و نه به رسانه ای که تحت تاثیر آن قرار گرفته است. چرا که زن در این دوره دیگر آن قدر بزرگ شده است که بتواند خود تصمیم گیری کند تا دارای فرزند بشود و یا خیر.

آیا شما آمادگی داشتن فرزند را دارید؟

یکی از متخصصان روان شناسی بالینی و طب اطفال در ایالات متحده ی آمریکا طی تحقیقی که انجام داده است بیان کرده است که روش ها و نظریاتی را در این باره ی این دسته از افراد ارائه کرده است که می تواند به صورت علمی در چهارچوب مسائل کاربردی در بیاید تا سایر افرادی که قصد پدر و یا مادر شدن دارند نیز این توانایی را داشته باشند تا از این اطلاعات و مطالب برای خودشان و برای کودک خودشان استفاده نمایند.

اگر شما و شریکتان قصد دارید تا دارای بچه شوید بهتر ایست تا این پرسش ها را جلوی خود بگذارید تا هر دوی شما ببینید که آیا می توانید به این قبیل از پرسش ها پاسخ دهید یا خیر.

نکته ای که در این رابطه بایستی به آن اشاره نمود این مطلب است که این پرسش ها بایستی توسط هر دو طرف یعنی هم پدر و هم مادر آینده ی کودکی که قرار است متولد شود پر شود و یا به عبارت بهتر پاسخ داده شود.

داویدمن روان شناس و متخصص طب اطفال در این باره می گوید که زمانی که قرار بوده است تا با این گروه از افراد برای فرزند آوری آن ها صحبت کند از آن ها این پرسش به ظاهر ساده اما کلیدی را مطرح می کرده است که آیا من آماده ی چنین کاری هستم؟ سپس به آن ها زمان کافی را می داده است تا قادر باشند در کمال آرامش خیال و آسایش به این پرسش مهم و حیاتی پاسخ دهند.

این متخصص روان شناسی بالینی هم چنین در این زمینه می افزاید که برای این دسته از افراد زمان زیاد و هم چنین کار زیادی لازم است تا قادر باشند تا خود را برای داشتن یک فرزند آماده ببینند. مساله ی دیگری که این متخصص به آن اشاره می کند این است که به بسیاری از این افراد بایستی زمان کافی داد. علت این مساله آن است که این دسته از افراد ممکن است در طی این مسیر دشوار بارها به مشکل بر بخورند و یا با مشکل رو به رو شوند که متخصص در این زمینه بایستی آن ها را در جهت توانایی هر چه بیشتر برای فرزندآوری یاری نماید و بتواند هر چه بیشتر کمک کند تا بیش تر بتوانند خود را آماده ی این امر خطیر و مهم و حیاتی نمایند.

متخصصینی که در این زمینه یعنی داشتن فرزند به این دسته از افراد مشاوره می دهند و با آن ها هم فکری و هم کاری می کنند گذشته از وضعیت آن ها که ممکن است وضعیت های خانوادگی و یا اقتصادی و یا روحی روانی متفاوتی را دارد هستند؛ این پرسش را برای آن ها مطرح می کنند که فارغ از هر گونه وضعیتی؛ چه چیزی را برای خود می خواهید؟

اگر شما نیز جزو این دسته از افراد هستید بهترین توصیه به شما که جزو این گروه هستید آن است که اگر واقعا تمایل دارید تا صاحب فرزند شوید تمام مشکلات و شیرینی های این امر یعنی داشتن فرزند را به جان بخرید و به جلو حرکت کنید. سوالاتی که در ادامه ی این مقاله ها آورده شده است می تواند روشن گر بسیاری از مسائل باشد .

  • آیا شما به عنوان پدر و یا مادر کودک تازه متولد شده ی خود زمان کافی را با کودک سپری می کنید؟ و سوال دیگری که در اینجا ممکن برای شما مطرح گردد و پیش بیاید این سوال است که آیا شما واقعا از صرف وقت و زمان با کودک تازه متولد شده ی خود راضی هستید و از آن لذت کافی را می برید؟
  • خود شما زمانی که کودک بودید از چه کاری لذت می بردید؟
  • چه چیزی در مورد یک والد خوب برای شما مهم است؟
  • از والدین خود چه چیزی یاد گرفتید؟
  • از پاسخ دادن به این پرسش ها چه حسی پیدا کرده اید؟

 

منابع

https://www.healthychildren.org/English/family-life/family-dynamics/types-of-families/Pages/Stresses-of-Single-Parenting.aspx

http://pss.sagepub.com/content/early/2011/01/18/0956797610397057.abstract

تمامی حقوق تاپی شاپی متعلق به این سایت است. آماده سازی سایت توسط آرشیتا وب

ورود با نام‌کاربری و گذرواژه

فراموشی گذرواژه