دروغ گفتن در خردسالان

چرا رخ می دهد؟

تا سه چهارسالگی کودک فرق بین راست و دروغ را تشخیص نمی دهد. یعنی برای یک کودک یکی دو ساله مفهوم حقیقت و دروغ را ندارد. علت دروغ گفتنش شاید موارد زیر باشد:

یک قدرت تصور فعال: خلاقیت

او آنقدر رشد می کند که گاهی فکرمی کند و باور می کند که حقیقت است. آیا هر کس ماهی دارد که در وان شنا می کند؟ یا یک شاهزاده زیر تخت خوابشان است؟

فراموشی: چگونه یک کودک دو ساله به خاطر می آورد که چه کسی واقعا اولین بار عروسک باربی را داشت؟ او فقط الان می خواهد که آن را داشته باشد همین حالا. وقتی کودکتان را به خاطر نقاشی روی دیوار دعوا می کنید و او می گویید که آن را انجام نداده است، دروغ نمی گوید. او به سادگی فراموش کرده یا آرزو می کند که ای کاش این کار را انجام نداده بود، او خود را متقاعد می کند که کاراو نبوده است.

سندروم: کودکی که می فهمد که والدین او فکر می کنند او نمی تواند هیچ شروع اشتباهی برای باور کردن داشته باشد: «مامان و بابا منو دوس دارن چون خوبم. یک پسر خوب شیر رو روی زمین نمی ریزه.دچه شیری؟ من هیچ شیری نمی بینم که ریخته شده باشه!»

 

در این رابطه چه کاری انجام دهیم؟

شما نمی خواهید او را به دروغ تشویق کنید، بهترین راه برای مدیریت این مرحله آرامش داشتن و لذت بردن ازقصه های فرزندتان است. خیالات سرهم شده بی خطربوده و بخشی از رشد طبیعی کودک دو ساله است بعد از همه ی این ها، شما برای او ازاین قصه های خیالی می خوانید؟ چرا او بخشی از مال خود را نگوید؟ در مورد دوستان خیالی هم همین گونه است. بری برازلتون در کتابش با نام تاچ پوینتز این جمله را می گوید. وانمود کنید که خیلی دوستان طبیعی هستند وعلامت رشد طبیعی خیال هستند. حتی وقتی که خردسالتان دوستش که خیالی است را مقصر کاری می داند، لازم نیست که نگران باشید. از نقطه نظر احساسی، دوستان خیالی علت مهمی دارند: «آنها به کودک راه امنی برای فهمیدن این که می خواهند چه کسی  باشند می دهند »

اگر چه کار خوبی نیست که کودک دو ساله را به خاطر کتمان حقیقت تنبیه کرد اما بایستی به نرمی شعور وغریزه اش را پرورش دهید تا یک جورایی راست گو باشد در این جا یک سری راهبرد را بیان می کنیم :

راست گویی را تشویق کنید : به جای عصبانی شدن بر سر کودک برای کار اشتباه، از او برای گفتن حقیقت تشکر کنید. اگر فریاد بزنید، احتمال ندارد که راستش را بگوید و صادق باشد.

متهم نکنید : نظرتان را در لفافه قرار دهید: «خیلی دوس دارم بدونم این مدادها چجوری روی زمین پخش شده اند، کاش یکی کمک می کرد جمعشون کنم.

بیش از حد به فرزندتان نتازید. کودکتان را با انتظارات و قوانین زیاد خسته نکنید. او نمی فهمد و نمی تواند که آنها را انجام دهد بنابراین  ممکن است احساس اجبار برای دروغ گفتن کند تا شما را نا امید نسازد.

اعتماد سازی کنید. بگذارید کودکتان بداند که شما به او اعتماد دارید و می توانید به او اعتماد کنید. هیچ چیز مهم تر از این نیست که صداقت بهترین سیاست شما شود. آن وظیفه ی والدین است که یک نمونه ی الگوی اعتماد باشند. از گفتن حقایق خودداری نکنید. مثلا اگر قرار است آمپول بزند نگویید درد ندارد (در عرض یک ثانیه متوجه درد خواهد شد.). سعی کنید سرحرفتان بمانید و زمانی که نمی توانید، برای شکستن قول عذر خواهی کنید. بهتر از هرچیز هر زمان راست گفتن او را تشویق کنید. ( اگر اطلاع داد که کلوچه ها را خورده است، برخودتان غلبه کنید که دعوایش نکنید وبه جای آن از او به خاطرصداقت تشکر کنید.) تقویت و پاداش مثبت در ساختن این حس که ارزش دارد راست بگویم به طور شگفت انگیزی مؤثر است.

اگر کودک بعد از سنین پنج تا شش سالگی همچنان به دروغگویی خود ادامه دهد، می تواند جای نگرانی داشته باشد. والدین باید با بررسی علل توسل او به این امر، سعی در رفع کمبودهایی نمایند که در حقیقت عامل پناه جستن او به دروغگویی است. اما معمولاً کودکان در حدود شش تا هفت سالگی، از میزان دروغ های خود می کاهند. آنها در می یابند که دیگر دلیلی برای دروغ گفتن وجود ندارد و فقط در موارد نادر به چنین کاری متوسل می شوند. هنگامی که والدین به یکدیگر دروغ می گویند، در واقع به کودک می آموزند که تو نیز می توانی این کار را بکنی. شنیدن دروغ های افراد بزرگسال به هنگام صحبت با تلفن نیز همین اثر را روی کودک دارد. به یاد داشته باشید که کودکان در چند سال نخست پس از تولد، تمایل شدیدی به الگوبرداری از پدر و مادر و سایر اعضای خانواده خود دارند. ممکن است علت دروغگویی فرزندتان، رفتار خشن و عصبی شما به هنگام بروز اتفاقاتی مانند شکستن گلدان و نظیر آن باشد. در چنین مواقعی به جای تنبیه و دعوا کردن او، می توانید بگویید: «خیلی حیف شد که مثلاً اون گلدون شکست. من اونو خیلی دوست داشتم. اما به هر حال تو که تقصیر نداشتی، اتفاقی افتاد و شکست.» به این ترتیب کودک دیگر دلیلی برای ترس و در پی آن، دروغ گفتن نمی بیند و اگر بار دیگر اتفاق مشابهی رخ دهد به راحتی حقیقت را خواهد گفت.برای درمان دروغگویی باید علل آن به خوبی شناخته شود. برای پیشگیری و درمان دروغگویی والدین و مربیان باید واقعیات را بپذیرند و برای شنیدن موارد خوشایند و ناخوشایند از طرف کودکان آماده شوند و با رفتار خود به کودک بیاموزند که گفتن واقعیات به هر صورتی که باشد مقبول است و موجبات تنبیه و آزار کودک را فراهم نخواهد کرد. اگر کودک در عمل پی ببرد که والدین و مربیان او را برای دروغگویی تشویق و برای راستگویی تنبیه نمی‌کنند، به تظاهر در رفتار و جعل واقعیت نخواهد پرداخت.  باید بدانیم که چرا کودک دروغ  می گوید و چه انگیزه ها و موجباتی او را به دروغ وا داشته است! و هدف او از این دروغ چیست! در وهله اول کودک باید دریابد که دروغگویی کار نادرست و ناپسند و راستگویی عملی با ارزش و پسندیده است. کودک باید ارزش راست گفتن را در عمل تجربه کند. پس از شناخت علت یا علل، زمان دادن آگاهی و اطلاعات لازم است. برای مثال کودکی که در اثر اشتباه در بیان تخیل و واقعیت دروغی گفته است، باید بفهمد که واقعیت چیست و خواب و خیال چیست و به او بفهمانید که در بیان آن مسئله دچار اشتباه شده  است. به فردی که در سن تشخیص است باید تفهیم شود که سخنی را که گفته، ناپسند بوده است و مورد قبول و پذیرش پدر و مادر و دیگران نیست و ممکن است روزی این گونه سخنان زیان و خطر پدید آورند و باعث آبروریزی هایی شوند. کودک باید احساسات خود را آزادانه ابراز کند. در صورتی که بیان احساسات باعث آزار و اذیت اطرافیان شود باید به کودک آموخت که به تدریج این احساسات را جایگزین احساسات خوشایند سازد و نباید برای احساسش تنبیه شود. برای نمونه اگر کودکی از برادر کوچکترش خوشش نمی‌آید باید به او اجازه داده شود که احساسش را بیان کند. محیط خانه و تربیت کودک را از ریا و نیرنگ دور سازید و آن ها را از دوستان دروغ گو، حتی آن هایی که گاهی به شوخی دروغ می گویند دور کنید. چرا که کودک است و جنبه نقش پذیری و تقلید دارد. کودک شاهد بی انصافی های والدین است. او می بیند که پدر یا مادر در اثر اشتباه ظرفی از دستشان می افتد و می شکند و کسی نیست آن ها را مورد بازخواست قرار دهد، ولی همین که نمونه این لغزش توسط کودک انجام شود، او را به باد ناسزا گرفته، متهم به سربه هوایی می کنند. در این حالت چون کودک انصافی از پدر و مادر نمی بیند و از سوی دیگر مایل به شکست و تحقیر شخصیت خود نیست، تن به دروغ می دهد. در خانه و خانواده و تربیت فرزندان رعایت انضباط و ضوابط اخلاقی ضروری است ولی زیاده روی در این امر درست نیست. برای واداشتن طفل به راست گویی ضروری است در مواردی از بعضی لغزش ها که گاهی خودمان هم مرتکب آن می شویم، چشم پوشی کنیم و او را ببخشیم. حتی رعایت انصاف ایجاب می کند که او در مواردی کارهای جزئی خود را که علنی کردن آن موجب شرم و حیاست، از شما پنهان دارد. البته به شرطی که مخالف با شرع و اخلاق نباشد. از او انتظار نداشته باشید که همه خواسته های شما را برآورده کند و کاری که شما در انجامش ناتوان هستید و یا تنبلی تان می آید، آن را انجام دهید، او برایتان انجام دهد. فرزندان ما باید در خانه احساس آرامش و اطمینان کنند و مطمئن باشند که خطاهای بی اختیار بخشوده می شود. تنبیه و سرزنش برای مواردی است که تعمدی در کار باشد و تازه اگر در همان کار عمدی هم سخن راست گفته شود موجب تخفیف در عقوبت باید باشد. این امر در کودکان بسیار موثر است چرا که هنوز با فطرت خود فاصله چندانی نگرفته اند و هنوز درون و ضمیرشان پاک و صاف است. بیان این که خدا از این کار راضی نیست و آدم به جهنم می رود، برای بازداشتن بچه ها از دروغ موثر است. به فرزندان باید محبت کرد به گونه ای که او گرمی و لذت آن را بچشد و احساس کند، وجود محبت سبب می شود که کودک نیازی به تظاهر و تصنع نداشته باشد و به دروغ و فریب رو نیاورد. البته لازمه این محبت آن است که در مواردی لغزش او را نادیده بگیرند و اگر هم خطایی مستحق تنبیه انجام داد، او را ببخشند. ما معمولا سعی داریم به کودک تفهیم کنیم که راه او راهی درست و به صواب نیست که این سخنان برای همه کودکان قابل فهم نیست اگر چه کودک باید از قبل بداند که دوست داشتن والدین چه منافعی برای او دارد و دوست نداشتن چه زیان هایی. بعدها در سنین بالاتر می توان به او گفت که این کار را خدا دوست ندارد و چیزی که خدا دوست ندارد در مقابلش عقوبت و مجازات است و او از لذت ها و محبت ها در دنیا و آخرت محروم می شود. در موارد حادتر می توان موضع شدیدتری گرفت و پس از بیان دروغ هایش، آن را به رخش کشید و به او تفهیم کرد که ما می دانیم تو دروغ می گویی. البته لازم است این مرحله پس از همه تذکرات، اخطارها و اندرزها باشد و آن چنان نباشد که در حضور جمعی صورت گیرد و او در این زمینه احساس حقارت کند، چون هنگامی که کودک خود را رسوا ببیند سر از کارهای خطرناکی در می آورد و دروغ گویی حرفه ای می شود. در مواردی که هیچ یک از مواضع بالا سودی نبخشد و فایده ای ندهد، بهتر است از راه تهدید و یا تنبیه او را از دروغ گویی دور داریم که البته این راه، چندان عملی نیست و تنبیه  ما نشان می دهد که دیگر در تربیت، کار از کار گذشته است.  فرزندمان دروغ کوچکی بگوید، عصبانی و برآشفته می شویم. این در حالی است که بچه ها باید دوره های مختلف رشد را طی کنند تا کم کم تفاوت میان واقعیت و رویا را متوجه شوند.

براساس نظر پیاژه، بچه ها تا ۴ سالگی رفتاری را که به خشنودی والدینشان بینجامد، به این معنا که «هر چیز مامان و بابا رو خوشحال کنه، خوبه و هر چه آنها را عصبانی کنه، بده» و با این تفکر ذهنی و رشدی، امکان دارد کودک ۳ ساله شما در حالی که دور دهانش آغشته به مرباست، به چشمانتان زل بزند و بگوید نمی داند این شیشه مربا چرا شکسته و اصلا از وجود مربا در کابینت بی خبر بوده است! او می داند بی تردید شکستن ظرف مادر را عصبانی می کند و رفتار درست از نظر او، نگفتن علت واقعی این اتفاق است. بچه ها برای درک تفاوت بین حقیقت و دروغ به زمان نیاز دارند بنابراین باید در درک بهتر حقیقت و دروغ یاری شان کنید.بررسی ها نشان داده فقط ۱۸ درصد از کودکان ۶ ساله می توانند تفاوت داستان های واقعی و تخیلی را درک کنند و بقیه بچه ها تا ۹ سالگی قدرت درک تخیلی بودن داستان هایی مانند دیو و پری را ندارند. بچه ها در ۷ سالگی از دروغ گفتن حس بدی پیدا می کنند و از مجازات می ترسند و در ۱۲ سالگی که طبق نظریه دکتر پیاژه به بلوغ می رسند، می فهمند اگر نتوانند با گفتن حقیقت اعتماد مردم را جلب کنند، شکست خواهند خورد. به فرزندتان کمک کنید تفاوت رویا و واقعیت را دریابد و بدون اینکه او را دروغگو بخوانید، سعی کنید روی لاف زدن او اسم بگذارید. مثلا وقتی فرزندتان در مورد ماشین کنترلی پرنده اش با دوستانش حرف می زند و آن را توصیف می کند، می توانید به او پیشنهاد دهید که به دوستانش بگوید شوخی کرده و واقعیت را توضیح دهد. یادتان باشد همه بچه ها گاهی «چاخان» می کنند ولی نگذارید لاف زدن آنها با این توجهات زیاد و رفتارهای غلط به یک مشکل تبدیل شود. گاهی والدین پس از مشاهده اعمال ناشایست کودک، برخورد تندی دارند و طوری از او توضیح می خواهند که مجبور به دروغگویی می شود اما هیچ وقت سوال نکنید؛ به جای اینکه بپرسید تو شیشه مربا را شکستی و به دلیل فریادی که می زنید، ترس ایجاد کنید، بگویید: «واقعا عصبانی شدم چون رفتی روی کمد و شیشه مربا رو شکستی!”براساس نظر پیاژه، بچه ها تا ۴ سالگی رفتاری را که به خشنودی والدینشان بینجامد، به این معنا که «هر چیز مامان و بابا رو خوشحال کنه، خوبه و هر چه آنها را عصبانی کنه، بده»به کودک توضیح دهید اگر راست بگوید، کمتر عصبانی می شوید چون دروغگویی جریمه اش را ۲ برابر می کند و واقعا به حرفتان پایبند باشید. اگر نوجوان شما به جای رفتن به منزل دوستش، از جای دیگری سر در آورده و می خواهید او را تا ۲ روز از بیرون رفتن از خانه محروم کنید، توضیح دهید اول به دلیل رفتارت ۲ روز محرومی و بعد به دلیل دروغگویی ۲ روز دیگر هم جریمه می شوی. با این کار خواهد فهمید با راستگویی، جریمه اش نصف زمانی می شود که دروغ بگوید. از اجرای مجازات دروغگویی کوتاه نیایید. متناسب با سن کودک، صداقت او را تحسین کنید. فرض کنید کودک ۴، ۳ ساله شما شیشه مربا را شکسته، مکث کوتاهی می کند و به جای اینکه بگوید «من انجام ندادم» می گوید: «ببخشید». در این صورت فورا بگویید از راستگویی ات خوشحالم و بعد از تحسین رفتار او، جریمه شکستن شیشه مربا را تعیین کنید. اگر فرزند شما به خانه می آید و در مورد اینکه کجا بوده راست می گوید، به او اطمینان دهید به عنوان پاداش این راستگویی، از این پس اجازه می دهید همراه دوستانش بیشتر بیرون برود. به او آرامش بدهید تا از ترس مجبور به دروغگویی نشود. اگر قبل از اینکه بفهمید، در مورد کاری که کرده به شما  گفت، او را کمتر از حالت معمول تنبیه کنید. در مورد این ارفاق مراقب باشید تا بچه ها برای فریبتان از این روش استفاده نکنند، به خصوص در صورتی که سابقه دروغگویی دارند. بچه های بزرگ تر از ۱۰ سالی که مدام دروغ می گویند باید از نظر مشکلات عاطفی و روانی بررسی شوند. برخی از آنها می دانند دارند رویا بافی می کنند اما اصلا از این موضوع ناراحت نیستند. این گروه هم به پیگیری نیاز دارند. کودک ۶ ساله‌ای که مرتباً دروغ می‌گوید در صورتی که دروغگویی برایش راهبرد موفقی جهت مواجهه با موقعیت‌های سخت اجتماعی شود، همچنان دروغگو باقی خواهد ماند. حدود یک سوم کودکان این‌گونه هستند. اگر کودکی هنوز در ۷ سالگی دروغ می‌گوید، به نظر می‌رسد برایش عادت شده و در دام دروغگویی افتاده است.در بسیاری مواقع پیش می‌آید که کودکان به دور از چشمان والدین کارهای مخربی (مثلاً شکستن ظرف یا پنجره) انجام می‌دهند که از پذیرش آن سر باز می‌زنند. ممکن است در این مواقع مسؤولیت را به گردن خواهر یا برادر اندازند. یا خود را کاملاً ناآگاه از علت اتفاق نشان دهند. کودکان برای فرار از تنبیه یا سرزنش، واقعیت را انکار می‌کنند و به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویا صادق هستند.زمانی که والدین با دروغگویی یا انکار فرزندان روبرو می‌شوند، عموماً کودک را تنبیه می‌کنند یا اینکه به طور مستقیم بر دروغگویی او تمرکز می‌کنند. والدین سعی می‌کنند مزایای راست گفتن و صادق بودن و پذیرفتن اشتباه را گوشزد کنند و از دروغ و شرایط بدی که ممکن است دروغگویی ایجاد کند، صحبت می‌کنند. این گونه برخوردها نه تنها نتایج مثبتی به بار نمی‌آورد بلکه موجب می‌شود کودکان برای رهایی از مشکل، دروغ‌های بیشتری بگویند. هیچ گاه با فریاد زدن نمی‌توان راستگویی و صداقت را به کودکان آموخت. لازم است برخوردی با دروغگویی کودک شود که از پذیرش اشتباه و کاری که موجب دروغگویی وی شده است، ترسی نداشته باشد. چنانچه بیان شد، کودکان برای رهایی از چالشی که به وجود آورده‌اند، اقدام به دروغگویی می‌کنند. در چنین شرایطی والدین بایستی برخوردی صحیح داشته باشند تا از این‌گونه موقعیت‌ها یک فرصت تربیتی بسازند. کودک را با این موضوع روبرو کنید که در چنین شرایطی که خواهر یا برادر یا کودکی دیگر را به عنوان عامل خرابکاری نشان می‌دهد و سرزنش می‌کند، آن کودک چه احساسی پیدا می‌کند. به عنوان مثال والدین بایستی در چنین شرایطی بپرسند: «حالا که می‌گی برادرت خرابکاری کرده، اون چه احساسی پیدا می‌کنه؟”آگاهی کودک از حس ناخوشایند خواهر یا برادرش در چنین شرایطی، احساس مسؤولیت را در او بیدار می‌کند و همان‌طور که نمی‌خواهد خودش به عنوان عامل خرابکار شناخته شود، خواهر یا برادرش نیز نمی‌خواهند به ناحق این‌گونه حسی را داشته باشند. بایستی به کودک کمک کنیم تا متوجه شود احساسات دیگران مهم بوده و ارزش راست گفتن بسیار بیشتر از ناراحت کردن خواهر یا برادر است.
هر اتفاقی متناسب با ویژگی‌های خاصش پیامدهایی دارد. ممکن است ظرفی شکسته شده باشد و خطرناک باشد، ممکن است لیوان شیر یا آبمیوه روی فرش ریخته و لکه ایجاد کرده باشد، ممکن است اسباب بازی شکسته و صاحب اسباب بازی عصبانی و ناراحت باشد و غیره. تمامی این حوادث که به موجب آن ممکن است کودک دروغ گفته باشد، پیامدهای ویژه‌ای دارد. یکی از راهکارهای برخورد با دروغگویی کودک این است که به پیامدهای اتفاق رخ‌داده و کارهایی که برای رفع این پیامدها و چالش پیش‌آمده می‌تواند انجام دهد، اشاره کنیم.

متناسب با این راهکار بایستی توجه کودک را به کاری که در مرحله بعد بایستی انجام دهد جلب کنیم. به عنوان مثال به کودک می‌گوییم: «حالا که آبمیوه ریخته است روی فرش، اگر برادرت آن را نبیند و رویش راه برود، لیز می‌خورد و خطرناک است. در این شرایط تو چه احساسی پیدا می‌کنی؟» قطعاً کودک ابراز می‌کند که ناراحت می‌شود. حالا کودک را راهنمایی کنید تا دستمال بیاورد و آبمیوه را پاک کند. با کودک در رفع اثرات و پیامدهای پیش آورده همکاری کنید و او را تحقیر نکنید. دروغ چه در کودک و چه در بزرگسال حاکی از وجود ناامنی و اغتشاش در درون فرد است و نشان می دهد که فرد در وضعیتی نامطمئن و ناامن قرار دارد. این فرد چون شخصیت و موقعیتش در خطر است، تنها از راه دروغ می خواهد برای خود ایمنی ایجاد کند و از موقعیت ها رهایی بخشد.پریدگی رنگ، ضربان شدید قلب، خشک شدن دهان به گونه ای که زبان به زحمت در دهان حرکت کند، گرفتار شدن به لکنت، آن چنان که قادر به ادای سخن نیست، بیهوده گویی بدین معنی که حرف های بی سر و ته می زند و پریشان می گوید، قدرت نداشتن بر کنترل اعضا، نگاه های حیرت انگیز و پیدایش آثار شرم در چهره از علایم افرادی است که دروغ می گویند. البته این علایم در افرادی که به تازگی دروغ گویی را شروع کرده اند نمایان تر است و به تدریج که فرد به دروغ عادت می کند، این آثار در او از میان می رود. آن چنان که در مواردی قادر می شود، مظلوم نمایی کند و در حال دروغ گویی بگرید و چند سوگند دروغ هم بخورد.کسانی که ضعیف و عصبی و یا هیجانی هستند یا آن هایی که رشادت و شجاعت لازم و کافی را ندارند و ترسو هستند یا آنان که قدرت نیاز در درونشان نیرومند است و دستیابی به هدف برایشان دشوار است، بیشتر دروغ می گویند. البته در بین کسانی کهتکلیف سخت بر آن ها تحمیل شده و قدرت تحمل آن را ندارند، ایمانشان ضعیف است واعمال فشار و قدرت زیاد و محبت کافی ندیده اند و از تربیت کافی و لازم برخوردار نیستند همدروغ رواج دارد. در موارد حادتر می توان موضع شدیدتری گرفت و پس از بیان دروغ هایش، آن را به رخش کشید و به او تفهیم کرد که ما می دانیم تو دروغ می گویی. البته لازم است این مرحله پس از همه تذکرات، اخطارها و اندرزها باشد و آن چنان نباشد که در حضور جمعی صورت گیرد و او در این زمینه احساس حقارت کند، چون هنگامی که کودک خود را رسوا ببیند سر از کارهای خطرناکی در می آورد و دروغ گویی حرفه ای می شود. فرزندان ما باید در خانه احساس آرامش و اطمینان کنند و مطمئن باشند که خطاهای بی اختیار بخشوده می شود. تنبیه و سرزنش برای مواردی است که تعمدی در کار باشد و تازه اگر در همان کار عمدی هم سخن راست گفته شود موجب تخفیف در عقوبت باید باشد. به فرزندان باید محبت کرد به گونه ای که او گرمی و لذت آن را بچشد و احساس کند، وجود محبت سبب می شود که کودک نیازی به تظاهر و تصنع نداشته باشد و به دروغ و فریب رو نیاورد. البته لازمه این محبت آن است که در مواردی لغزش او را نادیده بگیرند و اگر هم خطایی مستحق تنبیه انجام داد، او را ببخشند. از او انتظار نداشته باشید که همه خواسته های شما را برآورده کند و کاری که شما در انجامش ناتوان هستید و یا تنبلی تان می آید، آن را انجام دهید، او برایتان انجام دهد.

مقاله اختصاصی سایت تاپی شاپی
ذکر این مطلب تنها با اشاره به وبسایت تاپی شاپی و ارائه لینک مجاز می باشد

خانه

تمامی حقوق تاپی شاپی متعلق به این سایت است. آماده سازی سایت توسط آرشیتا وب

ورود با نام‌کاربری و گذرواژه

فراموشی گذرواژه