پافشاری: با ” نه ” های کودک نوپایمان چه کنیم؟

چرا رخ می دهد؟

نام تخصصی و پزشکی برای اشتیاق فرزندتان به « نه » گفتن؛  « نفی خردسال » نام دارد و حقیقت آن است که خردسال « نه » می گوید چون می تواند. آن ها فهمیده اند که دارای اراده هستند و می خواهند آن را تمرین بدهند. سوزان دنهام؛ پروفسور روانشناسی رشد و نویسنده می گوید: “این مرحله معمولا ناگهانی بروز می کند و باعث می شود که والدین درباره ی این لجبازی جدید و تازه ی خردسال شان مبهوت و سرگردان  بشوند. یکی از والدین می گوید که فرزند اولش ناگهان وقتی دو ساله شد نه گفتن را آغاز کرد وآن را با لحن بامزه ای می گفت.”

این مرحله همان طور که ناگهانی بروز می کند، ناگهانی نیز ناپدید می شود. یک روز به جای نه گفتن می گوید اوم، نمی دونم واین یعنی پایان نه گفتن ها. هنگام انتظار برای پایان این مرحله، شاید بخواهید که بعضی از راهبردها برای مقابله با آن را آزمایش کنید.

چه می توانید انجام دهید؟

 

پیشنهاد دهید. « همه چیز این روزها دوتا باشد!» شما از این موضوع کلافه می شوید تا این فاز طی شود اما پیشنهادات دوتایی بهترین راه مقابله با نه گفتن است. « می خواهی امروز کفش های قرمزت را بپوشی یا سفید؟» «آبمیوه می خوای یا شیر؟» «خب، وقته انتخابه، آجرهات رو جمع می کنی یا حیوونات؟» در این مرحله دو حق انتخاب کافی است. این روش برای همه چیز قابل استفاده است، از لباس پوشیدن تا حل مشکلات موقع بازی: « می خوای تیمی بازی کنی یا خودت تنهایی بازی می کنی؟.» شمارش برای خردسالان دودل جواب می دهد: «من ده تا می شمارم و تو انتخاب کن یا من برات انتخاب می کنم» خردسالتان احتمال دارد که دودل باشد پس شما شروع به شمردن کنید (از شمردن به عنوان آخرین گزینه استفاده کنید، چون اگر زیاد استفاده شود قدرت خود را از دست می دهد.)

 

درظاهر به او حق انتخاب دهید. برای اینکه این کار عملی شود دومسئله مهم را در ذهن نگه دارید. شما بیش تر از خردسالتان می دانید پس هر چیزی می تواند به حق انتخاب تبدل شود. بگویید « نمی خواهی از ماشین پیاده شوی یا دو دقیقه بازی و بعد پیاده می شوی؟ در دو حالت او از ماشین پیاده خواهد شد.» دوست داری جلوی ژاکتت روی شکمت بیاد یا روی کمرت؟ و از آنجایی که او ژاکتش را برعکس نمی پوشد با استفاده ازشوخ طبعی جو را درست کنید (بله اگر او بلوف شما را بفهمد ژاکت را برعکس می پوشد) درهر حال خیال میکند که حق انتخاب دارد.

 

به خردسالتان جواب های دیگر را بیاموزید. یکی از دلایلی که خردسالان نه می گویند آن است که کلمات زیادی بله نیستند. به او کمک کنید تا دامنه ی لغات خود را گسترش دهد و نه گفتن تبدیل به بازی شود: متضاد کلمه ی « نه » چیست؟(این یکی ساده است.) چه کلمه ای بین نه و بله قرار دارد؟ (شاید، ممکنه، امکان داره). یک راه بهتر برای نه گفتن چیست؟ (نه، ممنون. اگرخردسالتان خیلی کلامی است، امتحان کنید، نه، ممنونم. نمی تونم احتمالا.)

شما می توانید نه گفتن را کمتر کنید (وحتی جواب بله را بگیرید) موقعیتی خلق کنید که یک سوال بامزه پیش بیاید: « یک پرنده در جواب این سوال چی میگه، آقای پرنده یک کرم میل دارید؟» وقتی که خردسالتان گفت بله! شما بپرسید ویک همبرگرچطور؟ وشانسی، با این نکته خردسالتان کلی میخندد تا همبرگر را رد کند.

 

« نه » را با مضایقه استفاده کنید. سعی کنید تا استفاده ی خودتان را محدود کنید وهر وقت امکان داشت یک جایگزین به جای « نه » بیاورید. یک تاکتیک این است که آن را درموقعیت های خاص با چیزهای دیگر جایگزین کنید « ماپیشی رونمیزنیم» یا«از صدای داخلی استفاده کن لطفا» سرحرفتان بایستید. بالاخره زمان هایی است که علی رغم تلاش برای اجتناب یا پرت کردن هوس در چنین موقعیتی با خردسالتان گیر می کنید. اگروسط خیابان بایستد و تکان نخورد، مثلا شما به سرعت تکانش می دهید. اما دلیل ایمنی تنها علت قاطع بودن نیستند. «یک خردسال اراده دارد اما نباید که آن را همه جا به کرسی بنشاند»

مناسب است گاهی بگویید «الان وقتش نیست که حق انتخاب داشته باشی، هیچ انتخابی الان نیست. می دونم دوس نداری اما متاسفم این راهی است که باید باشه.» حتی گاهی  قاطعانه بگویید. ” من مامان هستم، دلیل نمی خواد.”

 

بعضی جاها پافشاری کنید. زمانی هایی پیش خواهد آمد که با وجود تمام تلاش های شما برای جلوگیری از حواس پرتی ها به پایان کار خود با کودک ۲ ساله می رسید و او کار را برای شما بسیار مشکل می کند. برای مثال، اگر فرزند شما در وسط خیابان بایستد در این جا باید او را به سرعت حرکت دهید. این جا دیگر جای گفتمان نیست. اما این نگرانی ها برای ایمنی نیستند. بلکه برای آموشی دراز مدت به او انجام می شود. دکتر دانیام، روانشناس رشد می گوید: “کودک دو ساله دارای یک اراده ی منحصر به فرد است اما همیشه نمی تواند آن را در همه جا به مرحله ی اجرا بگذارد.” او هم چنین در این رابطه ادامه می دهد که: “این مساله خیلی مهم است و والدین بهتر است به این مساله توجه کافی را داشته باشند.”

این زمان بسیار حیاتی است و می افزاید که: “این زمانی نیست که کودک بتواند انتخاب کند. در این زمان واقعا هیچ انتخابی برای او وجود ندارد. می دانم که والدین این مساله را دوست ندارند و باید بگویم که متاسفم اما این راهی است که باید طی شود. وی هم چنین می گوید که مادر من نیز با من همین کار را می کرد!

تلاش کودک برای نشان دادن استقلال ، بیشتر از همه در سه سال اول زندگی میباشد .البته قبل از سن یک سالگی کودک می تواند خواسته پدر و مادر را اجرا و درک کند اما در برخی موارد نیز، ممکن است جهت حفظ کردن استقلال از انجام دادن این کارها سر باز می زند .در این مواقع اگر والدین عصبانی و خشمگین شوند ، کودک به دلیل اینکه احساس می کند قدرت کنترل آنها را دارد بسیار لذت خواهد برد ، در نتیجه کار خود را ادامه میدهد . اصطلاحا این کار کودک را “لجبازی” می نامند .پوشاندن لباس به کودک از مشکلاتی است که نود درصد والدین با آن مواجه هستند . در برخی از موارد ، این کار با جیغ زدن و گریه کردن کودک همراه است و  موجب می شود والدین را از رفتن به بیرون منصرف کند یا کودک را با زور با خود همراه کنند.اگر والدین به دنبال لجبازی کردن کودک عصبانی شوند، کودک می آموزد هر زمانی که شرایط مطابق با خواسته اش نبود، با مخالفت کارهارا پیش ببرد.والدین گرامی به این نکته توجه کنند که اولین قدم جهت کمک به کودک در زمان تعویض لباس ، حفظ آرامش است .والدین عزیز باید به کودک زمان کافی اختصاص بدهند، پافشاری والدین جهت تعویض سریعتر لباس ها، فقط موجب لجبازی بیشتر کودک می شود .تعریف و تمجید کردن از کودک در زمان تعویض لباس ها و گفتگو کردن با وی، کمک می کند تا کودک مشارکت بیشتری در زمان تعویض لباس ها نشان دهد.والدین گرامی نباید تحت تاثیر مخالفت کودک در زمان تعویض لباس قرار بگیرند و نباید به رفتار کودک واکنش نشان دهند، زیر این امر سبب ادامه لجبازی کودک می شود .والدین به این نکته توجه کنند کلمات شتاب دهنده نظیر “عجله کن” و ” تند باش ” سبب پوشیدن لباس با سرعت کمتر توسط کودک می شود .بهترین راه حل جهت حل مشکل لجبازی کودک در زمان لباس پوشیدن، آرام بودن والدین ، عصبانی نشدن و واکنش نشان ندادن به رفتارهای کودک است . اگر سن کودک کمتر از یکسال باشد و از پوشیدن لباس اجتناب نماید ، بهتر است وسیله ی جذابی را به کودک دهید تا برای دقایقی مشغول شود تا شما بتوانید به آسانی لباس کودک را تعویض نمایید .


بچه های دوساله کاشفینی هستند که به دنبال دنیاهای ناشناخته می گردند ودانشمندانی هستند که شگفتی های طبیعت را بررسی می کنند.شاعرانی هستند که برای اولین بار زبان را اختراع می کنند و روان شناسانی هستند که به راز تفاوت های رفتاری انسانهای اطراف خود می اندیشند.کودک دوساله ی شما،  دوسال پیش،  نوزاد کوچک وناتوانی بود که برای همه چیز به شما نیاز داشت. به شما وابسته بود تا به اوغذا بدهید،  با او بازی کنید و از او مراقبت کنید. اما حالا کودک شما،  خودش غذا می خورد،  بازی می کند و با خودش صحبت می کند. فرزندتان وقتی بزرگتر شد آموخت گاهی باید صبر کند تا توجه  شما را به دست آورد و گاهی کسان دیگری به جای والدینش ازاو مراقبت می کنند.بعضی از بچه ها زودتر از بچه های دیگر استقلال خود را به والدینشان نشان می دهند. واکنش های منفی کودک دوساله به دلیل نیازاو به مستقل شدن از والدین است.اینکه تمام نیازهای کودکتان را تأمین کنید قطعا برای شما سخت خواهد بود.کودک شما باید بداند که قرار است والدین برای او محدودیت تعیین کنند.او هر روز بیشتر از گذشته از شما به عنوان پایگاهی امن استفاده می کند تا با خیال راحت به سراغ ماجراجویی هایش برود.کودک دوساله درک می کند که انسانی جدا از شما و دیگر اطرافیان است. والدین کودکان دوساله نمی دانند از تماشای شکوفایی ذهن فرزندشان به هیجان بیایند یا از شور بی پایان او برای کشف دنیا شکایت کنند.کودک دوساله دنیا را از دریچه ی چشمان خود می بیند نه از نقطه نظر والدینش.اوعلاقه دارد برایش درباره ی دنیای اطرافش توضیح دهید.شاید بارها و بارها بپرسد: چی؟چرا؟ تا شما توضیحات بیشتری به او بدهید. بهترین روش یادگیری در این سن،  تجربه ی مستقیم است.محدودیت درک کودک نباید سبب شود درباره ی چیزهایی که قادر به درکشان نیست برای او صحبت نکنید. سعی کنید به خاطرداشته باشید آنچه برای او بیشتراز همه ارزش دارد،  تعاملی است که با شما دارد نه معنی توضیحات شما.بیشتر بچه های دوساله در آن واحد فقط می توانند مقدار کمی از اطلاعات را درک کنند. اگر فقط یک کار به او واگذار کنید براحتی از پسش برمی آیند. اگر همزمان انجام دو کار را به  آنها محول کنید،  ممکن است بتواند کار اول را انجام  بدهند،  اما برای انجام کار دوم  نیاز به  یادآوری دارند.اگر بخواهید انجام سه کار را به  آنها واگذار کنید،  احتمالا تا بیایید توضیح کار سوم را تمام کنید،  کار اول را فراموش می کنند. بنابراین باید در برخورد با کودکان دوساله این محدودیت ذهنی آنها در نظرگرفته شود.حتی اگر کودک، ضریب هوشی بالایی داشته باشد،  نمی تواند مانند کودکان بزرگتراطلاعات رابه طور منظم  در ذهن خود ذخیره کرده و به  یاد بیاورد.یکی از مفاهیمی که کودک در طول دوسالگی خواهد آموخت مفهوم جفت هاست.او دو دست و دو پا دارد،  دو چشم  و دو گوش.شمردن تا دو واقعا برایش معنی دارد. یکی از تغییرات بزرگ در این سال،  توانایی کودک در حل مسائل است. هنگام تماشای بازی کودکتان نشانه هایی را می بینید، که نشان می دهد او چگونه مسائل را حل می کند. بچه ها از رویکردهای خاصی برای یادگیری استفاده می کنند.بعضی ازبچه ها آموزنده ی بصری هستند،  آنها قبل از انجام هرکاری به دقت توجه و تماشا می کنند. بعضی آموزنده ی شنیداری هستند،  سوال می کنند و به توضیحات بزرگترها گوش می سپارند. عده ای دیگر آموزنده ی لمسی هستند، که با لمس کردن و بازکردن شیء از هم بهتر می آموزند. بسیاری از بچه ها هرسه رویکرد را به کار می گیرند.اگر به سبک یادگیری طبیعی فرزندتان توجه داشته باشید، میتوانید به او کمک کنید که سریعتر بیاموزد و از کار و فعالیتش لذت بیشتری ببرد.کودک دوساله باید تا دو سالگی بتواند منظور خود را با زبان بیان کند.شما باید از پاسخی که  به کلامتان می دهد،  متوجه شوید که سوالها و دستورات ساده را می فهمد.گر چه دایرۀ لغات او محدود است،  اما کلماتش باید آنقدر واضح بیان شود که حداقل نیمی ازآنها را افراد بزرگسالی که عضو خانواده نیستند،  متوجه شوند. درطول این سال،  فرزندتان دایرۀ لغات خود افزایش می دهد و شما را با بیان نام اشیاء با تلفظ خاص خود به وجد می آورد.توانایی او برای بیان عبارات منفی نیز افزایش می یابد. او که ابتدا فقط  می گفت “نه”،  می تواند با استفاده از کلماتی نظیر نکن،  نیست و هیچ وقت جمله بسازد،  مثلا می تواند بگوید “این ماشین من نیست”.کودک دوساله برای پرسیدن سوال های پیچیده از گفتار استفاده می کند : “خورشید کجا رفت ؟ ” یا ” اون چرا گریه می کنه؟”  گاهی پاسخ شما برای او رضایت بخش است و گاهی نه.  کودکان دو ساله بسیاری اوقات یک سوال تکراری را پشت سر هم می پرسند و والدین  فکر می کنند لابد پاسخ آنها رضایت بخش نبوده است.  اما گاهی اوقات دوساله ها سوالی را  صرفا به این دلیل تکرار میکنند که از پاسخی که بار اول به آنها دادید خوششان آمده و از گفتگو با شما لذت می برند. ذهن کودک دوساله از حجم افکار،  اطلاعات و مشاهدات جدید در حال انفجار است و او بی صبرانه میخواهد همه این چیزها را با شما در میان  بگذارد. می آموزد اشعار کودکانه را حفظ کند و ترانه بخواند.  و حدود ۲۵۰ لغت را بر زبان بیاورد.  بسیاری از چیزهایی که فرزند دو ساله تان در طول سال می آموزد به واسطۀ گوش دادن و مشاهده کردن حاصل می شود.کودک دوساله به سرعت از این اتاق به آن سر اتاق می دود،  از پله ها پایین می رود و قبل از اینکه فرصت کنید به او بگویی بایست  به ته خیابان  می رسد. کودک دو ساله تمام وقت حرکت می کند. بچه های دو ساله دوست دارند حدود قدرت و مهارت خود را محک بزنند. ناگزیر توجه به مسئله ایمنی باید برای والدین آنها مهم باشد. کودک دوساله نمی تواند خطر را پیش بینی کند. اما به قدر کافی بزرگ شده است که بتواند قوانین شما را رعایت کند. قوانین شما باید شامل کار هایی باشد که فرزندتان می تواند و نمی تواند انجام دهد.  به عنوان نمونه،  کودک دو ساله در بسیاری از اوقات نیاز دارد بدود، سعی کنید هم مکان های امنی در اختیار او بگذارید تا بتواند انرژی خود را آزاد کند و هم قوانین مشخصی را برایش تعیین کنید تا در محیط های خطر ناک رعایت کند و مصون بماند.می توانید برای ایمن ماندن کودکتان از روش های زیر استفاده کنید. هنگامی که نمی توانید کودکتان را کنترل نمایید او را در کالسکه بنشانید.به کودکتان بیاموزید که در خیابان های شلوغ دست شما را بگیرد.اگر کودکتان راضی نمی شود در کالسکه بنشیند و یا دست شما را بگیرد می توانید مچ دست او را به وسیلۀ یک ریسمان به مچ دست خود وصل کنید،  تا هم خطری او را تهدید نکند و هم بتواند تا حدودی آزادی حرکت داشته باشد.بچه های دو ساله می توانند در بالا رفتن مهارت خوبی پیدا کنند پس  بر روی درهایی که به بالکن،  راه پله یا جاهای خطرناک  باز می شود قفل بگذارید.مهمترین روش برای آموزش آداب سفره به کودک دو ساله این است که برای او یک الگوی رفتاری مناسب در نظر بگیرید و از وسایلی که برای کودک طراحی شده است و کار را ساده تر می کند استفاده کنید.از غذاهایی که به راحتی می توان با انگشت برداشت یا در قاشق یا چنگال نگه داشت حجم کوچکی در اختیار کودک تان قرار دهید،  غذا را در بشقابی که نشکن و لبه دار است جلوی کودک بگذارید. اگر کثیف کاری کرد او را سرزنش نکنید و با صبر و حوصله با بدرفتاری های کودک (ریختن غذا، کثیف کردن خود)کنار بیایید. همه ی بچه ها به خوردن غذاهایی نیاز دارند که انرژی لازم  را برای فعالیت های روزانه و نیاز آنها به رشد را تأمین کند.کودک دو ساله حتی وقتی خسته است در برابر خواب مقاومت می کند بچه های دوساله در هر دوره بیست و چهار ساعته حدوداً به سیزده ساعت خواب نیاز دارند. اگر می خواهید به کودک کمک کنید که هنگام شب ساعت های طولانی تری بخوابد، می توانید چرت او را در طول روز محدود کنید.  ابراز ترس در بچه های دو ساله، هنگام خواب امری رایج است، در این هنگام والدین باید به او گوش کنند،  به گرمی به او محبت کنند و نسبت به او عکس العمل نشان دهند چون پاسخ محبت آمیز والدین معمولاً از ترس کودک می کاهد. بعضی از دو ساله ها، نیمه شب به داخل اتاق والدین خود می آیند اگر نمی خواهید کودک دوساله تان در رختخواب به شما بپیوندد جلوی در اتاق خواب او یا اتاق خواب خودتان حفاظ بگذارید. بعضی از والدین تشکی را برای کودک کنار تخت خود روی زمین می گذارند و این بیدار شدن ها در طول شب امری بسیار رایج است.برای شروع آموزش آداب توالت رفتن،  علائم جسمانی فرزند تان را دقیقاً در نظر بگیرید. کودکی که برای آموزش آداب توالت رفتن آمادگی دارد از این که پوشک خود را خیس یا کثیف کرده است آگاهی دارد و ممکن است از احساس خود در حین ادرار یا مدفوع کردن نیز آگاهی داشته باشد. بعضی از بچه ها می توانند در همان ابتدای آموزش آداب توالت رفتن، احساس خود را اعلام کنند،  اما بعضی به کمک والدین خود نیاز دارند تا به آنها یادآوری کنند که «جیش دارند» هنگامی که فرزند تان با این حسها آشنا می شود خوب است درباره پوشک های کثیف او چیزی نگویید، کودک دو ساله احساس می کند که آنچه در پوشک خود گذاشته است بخشی از وجود اوست بنابراین اگر اخم کنید یا شکایت کنید ممکن است اینطور برداشت کنند که از او نیز خوشتان نمی آید.  در عوض هنگام تعویض کردن، خودش پوشاک را در آورد یا با شما همکاری کرد به او آفرین بگوئید. بد نیست برای فرزندتان لگنی تهیه کنید تا بتواند به آن عادت کند حتی اگر حتی اگر آمادگی لازم را ندارد.برای شروع آموزش آداب توالت رفتن،  پوشک فرزند خود را در طول  روز چند بار در بیاورید و از او بخواهید هر بار به مدت دو دقیقه روی لگن بنشیند.بلا فاصله بعد از بیدار شدن،  بعد از صرف غذا یا میان وعده غذایی و قبل از استحمام برای نشستن روی لگن، وقت مناسبی است کنار فرزند تان بمانید با او حرف بزنید یا برایش یک داستان خیلی کوتاه بخوانید.  اگر کودکتان برای نشستن روی لگن از خود مقاومت نشان میدهد بهتر است او را مجبور نکنید و مدتی آموزش را به تعویق بیندازید.  دوباره برایش پوشک بگذارید و شش تا هشت هفته بعد امتحان کنید. این کلمه از نظر بعضی از والدین به معنی تنبیه است و از نظر بعضی دیگر به معنی سختگیر بودن است اما منظور از آن،  آموزش دادن و تربیت کردن است. علت موفقیت رویکرد انظباط این است که خوش رفتاری را تشویق می کند و در عین حال کودک را از رفتار بد باز می دارد. رویکرد انظباطی سه حیطه را در بر می گیرد: انتظارات واقع بینانه، تغییر محیط وتعیین حدود.اگر انتظاراتی که از فرزند تان دارید واقع بینانه باشد از رفتار او کمتر احساس ناکامی می کنید،  از بچه های دو ساله باید انتظار داشت طوری رفتار کنند که مطابق با رفتار نوعی این گروه سنی است. مهمترین نکته درباره ی دوساله ها این است که اگر به او آموزش ندهید فرق بین رفتار خوب و بد رفتاری را تشخیص دهد. برای فرزند تان رعایت قوانین و همکاری کردن با شما در موقعیت های جدید مشکل است مثلاً وقتی نوزاد تازه ای به دنیا می آید  واقع بینانه این است که انتظار داشته باشید فرزند تان در رعایت قوانین مشکل پیدا کند.کودک دو ساله زمانی خوب رفتار می کند که در محیطی امن و متناسب با سن خود قرار گیرد.  بچه هایی که روال روزانه ثابتی دارند در مقایسه با بچه هایی که روال زندگی آنها غیر قابل پیش بینی است بیشتر همکاری می کنند. علاوه بر آن،  اگر کسی که از کودک مراقبت می کند نیز استراحت کند، کودک دو ساله معمولاًرفتار بهتری خواهد داشت.تعیین موثر حدود، از مشکل ترین کارهایی است که والدین با آن رو به رو می شوند. قدم اول در تعیین موثر حدود، تعیین اولویت هاست. یعنی کدام قوانین برایتان مهم تر است. یک روش خوب برای پیدا کردن اولویت ها، تهیه لیستی از رفتارهای خطرناک، رفتارهای آسیب زننده و یا رفتارهایی که به طور خاص آزاردهنده است به صورت جداگانه است، سپس تعدادی ازرفتارها که از نظرتان در حال حاضر از همه مهمتر است انتخاب کنید. برای تعیین حدود از همین رفتارها شروع کنید. اگر تغییرات را به کندی اجرا کنید برای شما و فرزند تان در طولانی مدت موفقیت آمیزتر خواهد بود.سپس قانون روشنی را که می توانید درباره ی هر یک از رفتارها به فرزند تان منتقل کنید مشخص کنید: اجازه نداری اسباب بازی ها را پرت کنی بعد از گفتن قوانین به کودک، کارتان این است که مواظب باشید آنها را رعایت کند.هرگاه فرزند تان قوانینی را که وضع کرده اید رعایت کرد توجه کنید و وی را تشویق کنید. اگر می بینید که فرزند تان می خواهد بد رفتاری کند یا قانونی را زیر پا بگذارد سعی کنید توجه او را به سویی دیگر هدایت یا حواسش را پرت کنید تا مانع کار او شوید مثلاًموقعیت مکانیتان را تغییر دهید. اگر نمی توانید حواسش را پرت کنید باید جلوی بد رفتاری او را بگیرید که موثرترین روش،  از میان برداشتن شیء یا فعالیتی است که مشکل ایجاد می کند.قطع فعالیت کلیدی است موثر برای پیشگیری از بد رفتاری فرزند تان. زمانی از این روش استفاده می کنیم که روش های دیگر(داد زدن،  هشدار دادن) موثر واقع نشد. زمانی که کودک یکی از قوانین مهم خانواده را زیر پا می گذارد از قطع فعالیت استفاده می کنیم.قطع فعالیت تنها یک تنبیه نیست، بلکه این امکان را به والدین می دهد که برای قطع بد رفتاری فرزند خود، بدون اینکه به او آسیبی بزنند، از چیزی غیر از کلام خود استفاده کنند و ابزار موثری است که می توان تقریباًدر هر موقعیتی از آن استفاده کرد.  وقتی بچه ای قانونی را می شکند والد به آرامی قانون را به او گوشزد می کند. پس والد می گوید حالا باید فعالیت تو قطع شود. سپس بدون اینکه چیز دیگری بگوید کودک را به محل قطع فعالیت می برد.این محل می تواند یک صندلی درگوشه اتاق، روی پله، یک گوشه مبل یا اتاق خود کودک باشد. و کودک باید دو دقیقه در این محل بماند و کودک می تواند در پایان قطع فعالیت به بازی خود  برگردد. اگر کودک مجدداً قانون را زیر پا گذاشت،  والد نیز باید قطع فعالیت را تکرار کند.

 

تمامی حقوق تاپی شاپی متعلق به این سایت است. آماده سازی سایت توسط آرشیتا وب

ورود با نام‌کاربری و گذرواژه

فراموشی گذرواژه