رشد مهارت های اجتماعی کودکان

برخی از کارشناسان به فرآیند رشد مهارت های اجتماعی علاقه مندند. یک کودک باید شایستگی های شناختی، احساسی و مهارت های خاصی که برای رفتارهای اجتماعی است را رشد دهد.برای مثال در موقعیت تقسیم کردن یک کودک باید دارای ۳ عنصر باشد:

توانایی شناختی برای تشخیص اینکه آیا می تواند کاری را انجام دهد.
ظرفیت احساسی برای همدلی با دیگران.
توانایی به اجرا درآوردن یک مهارت.
که با ترکیب شدن این ۳ عنصر ، مهارت اجتماعی تقسیم کردن برای کودک حاصل می شود.

کارشناس دیگری به نام ویگوتسکی اجتماعی شدن را از دو منظر می نگرد. اول، شناخت با میزان درگیر شدن در فرآیندهای اجتماعی مرتبط است و دوم، زبان ابزاری حیاتی برای برقراری ارتباط در زمینه ای اجتماعی است. (برک و وینسلر، ۱۹۹۵)

ویگوتسکی بر اهمیت بازی نقش گذاری اجتماعی تاکید دارد. ( بازی نقش گذاری اجتماعی: نوعی بازی نمادین که در آن کودک نقش های اجتماعی را بر عهده می گیرد. از جمله نقش پدر، مادرف افسر پلیس، پزشک و غیره. این فعالیت می تواند انفرادی یا با مشارکت کودکان دیگر باشد.)  بازی مفهومی است که کودک از طریق آن به تعامل می پردازد و در خلال همین تعامل اجتماعی است که رشد شناخت اتفاق می افتد. محققان دریافته اند کودکان پیش دبستانی ای که زمان بیشتری را صرف چنین بازی هایی می کنند در زمینه رشد فعالیت های فکری پیشرفته ترند، ظرفیت بیشتری برای همدلی دارند و از نظر مربیان دارای مشارکت اجتماعی بیشتری هستند. (برک و وینسلر، ۱۹۹۵)

رشد مهارت های اجتماعی در فرایندی سه مرحله ای قابل مشاهده است. در مرحله اول که مرحله بازشناسی و تشخیص است کودک باید بتواند تشخیص دهد که آیا فردی به کمک نیاز دارد یا نه. در قدم دوم، کودک باید تصمیم بگیرد که به آن فرد کمک کند یا فعالیتی در این زمینه انجام ندهد. و سومین مرحله، کودک باید راهی مناسب برای عمل در موقعیتی خاص را پیدا کند. (کاستلنیک، ۱۹۸۸)

کریک و داج بر جنبه حل مسئله اجتماعی در رشد اجتماعی تاکید دارند. آنها فرآیندی تحت عنوان مدل پردازش اطلاعات را پیشتهاد می دهند که به چند نکته نظر دارد: ۱- توانایی کودک برای درگیر شدن در فرآیند پردازش اطلاعات در یک زمان، ۲- جایگاه روانی کودک و ۳- ارزیابی همسالان و پاسخ به آن. آنها فهرست فعالیت هایی را که یک کودک برای مقابله با یک مشکل و یافتن راه حل ان باید انجام دهد را اینگونه بیان کرده اند:

توجه به سر نخ های اجتماعی
تفسیر سرنخ های اجتماعی
تنظیم اهداف اجتماعی
تولید راه های ممکن برای حل مسئله
ارزیابی میزان اثر بخشی راه های تولید شده برای حل مسئله
تصویب یک پاسخ (برک، ۲۰۰۲)
به علاوه کودک باید دانشی برای شناخت قوانین اجتماعی، حافظه ای برای تجربیات گذشته و انتظاری برای تجربیات اینده داشته باشد. و در آخر چشم انداز همسالان و پاسخی که به تکنیک های حل مسئله کودک داده می شود تاثیر مهمی بر تعاملات اینده کودک خواهد داشت.

نقش معلمان در رشد مهارت های اجتماعی

این نقش معلمان است که رفتارهای اجتماعی ر ا در کودکان تشویق کرده و به ان کمک کنند و فعالیت هایی را برای انها تدارک ببینند که مهارت های مناسب را پرورش دهد، کمک های لازم را مهیا کرده و شبکه ای اجتماعی را رشد دهند تا پشتیبان تلاش های کودکان باشد. معلمان باید فعالیت هایی را برای کودک تدارک ببینند که به او در شناسایی مهارت های اجتماعی متنوع کمک کرده و انها را برای فهم چرایی نیاز به این مهارت ها یاری دهد. (جانسون، ۲۰۰۰)  بنیاد ملی آموزش کودکان (NAEYC) شاره می کند که کودکان در سنین پیش دبستان توانایی درگیر شدن در بازی هایی را دارند که در آن با همسالانشان با مشارکتی واقع بینانه بازی کنند و دوستی هایی واقعی را شکل دهند. اگرچه رشد این مهارت های اجتماعی مهم برای کودکان خود بخود رخ نمی دهد. انها به هدایت و مشاهده نیاز دارند تا یاد بگیرند که چطور به شکلی مناسب با دیگران رفتار کنند.(بردکمپ و کاپل، ۱۹۹۷)

اما چطور معلمان می توانند این مهارت ها و رفتارهای لازم برای عمل به شیوه ای اجتماعی را رشد دهند؟ بر اساس نظر بنیاد ملی آموزش کودکان کلاس جایی است که کودک درباره ارتباطات انسانی شروع به یادگیری می کند. آنها باید موقعیت هایی برای اهداف زیر داشته باشند:

بازی و کار با دیگران
تصمیم گیری و رویارویی با نتایج تصمیم هایشان
فهمیدن اینکه چطور در موقعیت های مختلف با دیگران تعامل کنند
بیان تعارضات اجتماعی با استفاده از زبان
رشد سایر مهارت هایی که شخصیت اجتماعی آنها به عنوان یک انسان را به ارمغان می آورد (بردکمپ و کاپل، ۱۹۹۷).
تسهیل تعاملات مثبت

معلمان از طریق اتخاذ سیاست هایی متنوع می توانند تعاملات مثبت در کودکان را در خلال بازی هایشان تسهیل کنند. این سیاست ها شامل: ۱) تاکید بر همکاری بجای رقابت ۲) یاد دادن بازی هایی که بر همکاری و حل تعارضات تاکید دارد ۳) مهیا کردن فضای کلاس و امکانات لازم برای انجام بازی های همراه با همکاری ۴) استفاده از ادبیات برای افزایش همدلی و ۵) تشویق تعاملات اجتماعی بین کودکانی که توانایی های مختلف اجتماعی، احساسی و فیزیکی دارند. (هونیگ و ویتمر، ۱۹۹۶) تحقیقات نشان داده کودکان از طریق موقعیت های موثر و مثبت بازی کردن می توانند به دستاوردهایی مهم دست پیدا کنند. کلاین، ورث و لیناس (۲۰۰۳) فهرستی از اقدامات تسهیل کننده در موقعیت هایی که کودکان در حال بازی هستند ارائه کرده اند:

تمرکز بر فرایند از طریق سوالات اکتشافی
ایجاد برنامه ای بر اساس علایق کودکان
اسم گذاری احساسات و هیجانات کودکان که در طول بازی تجربه می کنند.
فراهم کردن ابزاری که فعالیت های اکتشافی کودک را تشویق می کند.
کمک به کودک برای تصمیم گیری

معلمان باید به کودکان کمک کنند تا بتوانند تصمیم گرفته و نتایج مختلف احتمالی تصمیماتشان را بپذیرند. نقش معلم این است که فعالیت هایی را برای کودک فراهم کند تا به او برای فکر کردن به مشکلات کمک کند. برای این منظور لازم است فعالیت های یادگیری یا فعالیت هایی مشخص در زمان هایی مشخض تکرار شود. (کاستلنیک، ۱۹۸۸) از میان همین فعالیت های قدم به قدم تکراری است که کودک یاد می گیرد چطور الگوهای مختلف انتخاب را شناسایی کرده، استدلال را به این فرایند اضافه کرده و تصمیمی را شکل بدهد.

ترغیب کودکان برای وارد شدن در بازی های گروهی

کودکان خردسال به تشویق مکرر برای ملحق شدن به بازی های گروهی نیاز دارند، تا شروع به معاشرت و ارتباط با دیگران کرده و به آنها نزدیک شوند. کودکان از راه های متنوعی وارد گروه های بازی می شوند که در این مسیر بعضی از آنها از سایرین موفق ترند. کودکان پیش دبستانی معمولا تمایل دارند از یک یا ترکیب راه هایی که در ادامه می گوییم به این گروه ها بپیوندند: ۱) نزدیک شدن و نگاه کردن بدون هیچ تلاش کلامی یا غیر کلامی برای شرکت در بازی. ۲) شروع فعالیتی مشابه کودکان دیگر و گسترش آن ۳) ایجاد کردن یک تلاقی اجتماعی و یا دعوت برای شرکت کردن در بازی ۴) پرسیدن سوال و یا کسب اطلاعات بیشتر درباره بازی  ۵) درخواستی مشخص برای ملحق شدن به بازی و ۶) نزدیک شدن و تلاش برای کنترل گروه یا جلب توجه (رمزی، ۱۹۹۱).

گروه های بازی در سنین پیش دبستان به دلیل وارد و خارج شدن مکرر کودکان از بازی سیال است. معلم ها می توانند به این موقعیت ها چنین پاسخی بدهند ” تضمین مشارکت مساوی همه کودکان،‌ کمک به گروه برای کار کردن با هم برای رسیدن  به هدفی مشخص، و غنی کردن فعالیت های کودکان در خلال بازی تا هر کودک نقشی با معنی در مجموعه داشته باشد.” (رمزی،۱۹۹۱) در بسیاری از نمونه ها معلمان ترجیح می دهند گروه های بازی را خودشان تنظیم کنند. این به کاهش اضطراب در کودکان شده و دامنه تعاملات کودکان را گسترش می دهد چرا که اغلب کودکان مایلند با چند کودک به خصوص معاشرت کرده و بازی کنند و این کار معلمان باعث معاشرت و بازی همه کودکان  با هم می شود. در اینجا هم باز مشارکت مساوی و فعال همه کودکان برای رسیدن به هدف حائز اهمیت است (رمزی،۱۹۹۱).

کمک به کودکان برای صحبت درباره تعارض هایشان

معلم ها باید به کودکان کمک کنند مهارت های گفتگو کردن را رشد داده تا به این وسیله موقعیت های دارای تعارض را کنترل و مدیریت کنند. کودکان باید از مهارت های حل مسئله اجتماعی برای مرتفع کردن موضوعات مختلف استفاده کرده تا هم برای خودشان دستاوردی مثبت داشته و برای دیگران نیز قابل پذیرش باشد (برک،۲۰۰۲).

کمک به بهبود و افزایش خود گردانی

معلم ها باید موقعیت های مختلفی را برای کودکان فراهم کنند تا آنها مهارت های لازم را برای رسیدن به شایستگی های اجتماعی رشد دهند. خودگردانی یکی از این مهارت هاست. هارتر و شافر (۲۰۰۳) معتقدند که” خودگردانی بخش مهمی از چگونگی یادگیری کودکان است، در رشد و بزرگ شدن کودک مهم بوده، و برای رسیدن به رتبه ای اجتماعی و اخلاقی اساسی است.” خودگردانی یا خود نظم دهی به توانایی تنظیم و درونی کردن رفتار فرد اشاره دارد و در مقابل حالتی است که  فرد برای این تنظیم به فشاری بیرونی احتیاج داشته باشد. (کاستلنیک، ۱۹۸۸) کودکان زمانی خودگردانی را نشان می دهند که ۱) تکانه هایشان را کنترل می کنند، صبر می کنند، و یا عملی را به تعویق می اندازند. ۲) محرومیت را تحمل می کنند ۳) ارضای فوری یک نیاز را به عقب می اندازند و ۴) نقشه ای را درونی کرده و در طول زمان در درونشان از آن مواظبت می کنند تا به هدف برسند. (ماریون، ۲۰۰۳) اما اگر این فرایند درونی است، معلمان چگونه می توانند به رشد و پیشرفت آن کمک کنند؟ کاستلنیک (۱۹۸۸) چهار استراتژی را برای این منظور پیشنهاد می کند:

استفاده از آموزش مستقیم تا کودکان بفهمند چه رفتاری مناسب، چه رفتاری نامناسب و چه رفتارهایی متناوب است (گاهی و در موقعیتی درست و گاهی نادرست). آنها باید مستقیما بگویند که چه رفتاری درست است و چه رفتاری نادرست و البته می بایست برای رفتارهای نادرست نیز جایگزین هایی به کودک معرفی کنند. مثلاً بگویند که توپ را به دیوار نزن، باید بیرون از کلاس با توپ بازی کنی.
برای کودک از درست و غلط مدل سازی کنند تا او بتواند از طریق این مدل ها یاد بگیرد. این مدلسازی می تواند غیر کلامی باشد (مثل باز پس دادن سر وقت کتاب ها به کتابخانه) یا کلامی (با گربه ها باید مهربان باشی).
نتایج منطقی را برای کودک معرفی کنیم تا بر رفتارهای آینده او تاثیر بگذارد. (روپوشی پوشیده و در هنگام نقاشی کردن به او نشان دهید که این کار چطور باعث کثیف نشدن لباس می شود)
ادغام احساسات، رشد و تجربه برای کمک به کودک جهت ساخت نقشه ای درونی. یک کودک می تواند از این الگو برای دسته بندی اتفاقات گذشته، تفسیر سر نخ ها، تجسم پاسخ های متنوع و نهایتاً پاسخدهی مناسب استفاده کنند. (زمانی که تو چیزی را با دوستت تقسیم می کنی او را خوشحال می کنی)
منبع:

Berk, L. (2002). Infants, children, and adolescents. Boston, MA: Allyn & Bacon.

Berk, L., & Winsler, A. (1995). Scaffolding children’s learning: Vygotsky and early childhood

education. Washington, DC: NAEYC.

Bredekamp, S., & Copple, C. (Eds.; 1997). Developmentally appropriate practice in early

childhood programs. Washington, DC: NAEYC.

Honig, A., & Wittmer, D. (1996). Helping children become more prosocial: Ideas for

classrooms, families, and communities. Young Children, 51(2), 62-70.

Johnson, C., Ironsmith, M., Snow, C., & Poteat, G. (2000). Peer acceptance and social

adjustment in preschool and kindergarten. Early Childhood Education Journal, 27 (4),

۲۰۷-۲۱۲٫

Johnson, C., Ironsmith, M., Snow, C., & Poteat, G. (2000). Peer acceptance and social

adjustment in preschool and kindergarten. Early Childhood Education Journal, 27 (4),

۲۰۷-۲۱۲٫

Kostelnik, M., Stein, L., Whiren, A., & Soderman, A. (1988).Guiding children’s social

development. Cincinnati, OH: South-Western Publishing Co.

Marion, M. (2003). Guidance of young children. Columbus, OH: Merrill Prentice Hall.

National Center for Education Statistics. (2001). Table 44. Percentage distribution of preschool children under 6 years old. Retrieved June 24, 2004, from:

www.nces.ed.gov/programs/digest/d01/dt044.asp

Ramsey, P. (1991). Making friends in school: Promoting peer relationships in early childhood.

New York, NY: Teachers College Press.

Wardle, F. (2003). Introduction to early childhood education: A multidimensional approach to

child-centered care and learning. Boston, MA: Pearson Education, Inc.

تمامی حقوق تاپی شاپی متعلق به این سایت است. آماده سازی سایت توسط آرشیتا وب

ورود با نام‌کاربری و گذرواژه

فراموشی گذرواژه