بهترین روش برای آموزش نظم و انضباط به یک کودک نوپا چیست؟

 

باید به نظم و انضباط به عنوان بخشی از آموزش نگاه کرد نه شکلی از تنبیه کردن. فرزند شما باید  یاد بگیرد چگونه با دیگران همراه شود و در امان بماند. او دانش‌آموز مشتاقی است اما مهم‌ترین درس‌ها (مانند سهیم شدن با دیگران، صبر،‌همکاری و احتیاط) چند سالی زمان می‌برد تا برایش جا بیفتند. به عنوان معلم اصلی‌فرزندتان، ‌این وظیفه شما است که این آموزش‌ها را با پیگیری، صبر و دلسوزی تقویت کنید. ثبات داشتن برای بچه‌ها بسیار مهم است.  از تکرار کردن خودتان نترسید. شاید لازم باشد یک کودک نوپا، قبل از اینکه پیامی را بگیرد و درک کند‌واقعا آن را صد‌‌مرتبه بشنود. زمانی که او در مقابل خواسته‌ای که دارد بی‌ادبی و گستاخی می‌کند نیازی به سخنرانی ندارد. به او یک «نه» محکم بگویید و اگر دلتان خواست توضیح کوتاهی هم برایش بدهید مثلا به او بگویید «ممکن است آسیب ببینی» یا «آن یک اسباب‌بازی» نیست. سپس نظرش را به یک فعالیت مطلوب‌تر تغییر دهید.  کودکان نوپا معمولا کم‌حوصله‌اند بنابر‌این او با پیشنهاد شما خوشحال می‌شود و آن کار را شروع می‌کند.

فرصت دادن به بچه می‌تواند مفید باشد. اما تعداد بسیار کمی از کودکان، تا قبل از ۳ ‌سالگی مفهوم آن را درک می‌کنند. برای بچه‌های کوچک‌تر فرصت دادن یا تایم اوت دادن، گیج‌کننده و خسته‌کننده است. اگر کودکتان آنقدر بزرگ هست که معنای فرصت دادن را بفهمد،‌از این زمان‌ها، کم استفاده کنید و آنها را به ۳ دقیقه یا کمتر برسانید به اندازه‌ای که او بتواند خودش را کنترل کند. به جای اینکه او را به اتاقش بفرستید، او را روی یک صندلی بنشانید. چون شما نمی‌خواهید که او با تنبیه‌کردن، به اتاقش وابسته شود. بنابر‌این در نظر بگیرید که با او نشسته‌اید. او احتمالا زودتر آرام می‌شود و شما هم دوباره می‌توانید استراحت کنید.مهم نیست که کودکتان چقدر بد رفتار می‌‌کند، اما به هر‌‌حال شما نباید از گزینه کتک زدن استفاده کنید. ضربه محکم به باسن و یا سیلی زدن به بچه باعث می‌شود که او ترس از پدر و مادر را یاد بگیرد. حتی اگر شما قصد صدمه زدن به فرزندتان را نداشته باشید، اما در زمان عصبانیت خیلی راحت کنترل‌تان را از دست می‌دهید. اگر شما حس می‌کنید که دلتان می‌خواهد فرزندتان را کتک بزنید،‌به خودتان کمی فرصت دهید تا این احساس فروکش کند. نظم و انضباط همیشه نتیجه منفی ندارد. وقتی فهمیدید کودکتان خوب شده است به او جایزه بدهید مانند بازی کردن با اسباب‌بازی‌ها به همراه یک دوست و یا یک ظرف غذای خوشمزه! بنابر‌این او یاد می‌گیرد که برای جلب توجه شما نباید بی‌ادبی کند. در نهایت برای کودکان به راحتی این کار را ممکن می‌کنید که کار‌های درست را انجام دهد. برای مثال وقتی فرزندتان خسته و گرسنه است، او را به خرید‌های طولانی نبرید تا با چیز‌هایی که اجازه ندارد به آنها دست بزند محاصره‌نشود. اگر دنیای کودکتان با وسوسه به هم بریزد، شما تمام روز را باید صرف «نه» گفتن کنید. به او فرصت‌بیشتری برای بازی کردن و کشف کردن بدهید اما در عوض شانسش را برای به دردسر افتادن کاهش دهید.

زمانی که کودک نوپایتان برای به دست آوردن شکلات جیغ می‌کشد یا غذا را به هر نشانه‌ای روی زمین می‌ریزد شاید خیلی سخت باشد که بفهمید باید با چنین رفتاری چگونه برخورد کنید. در چنین مواقعی این پرسش به ذهن خطور می‌کند که آیا آموزش اصول نظم و انضباط به یک کودک نوپا هنوز خیلی زود نیست؟ در پاسخ باید گفت، نه چندان. یادتان باشد کارهایی نظیر ایجاد محدودیت و محروم ساختن از برخی مزایا برای خردسالی در این سن چندان اثرگذار نیست چون او هنوز نمی‌تواند ارتباط دقیقی میان علت و اثر پیدا کند. اما در چنین سنی خیلی خوب است که کودک نوپا را با مفهوم «درست» و «اشتباه» آشنا کنید. متأسفانه بسیاری از والدین واژه نظم و انضباط را تنها در تنبیه می‌بینند. اما اساس و ریشه واژه «نظم» در آموزش است. کارشناسان تربیتی توصیه می‌کنند که برای کودک نوپایی که تنها یک سال دارد، نظم باید با اجتماعی سازی و آموزش حد و مرزها در فکرش نهادینه شود. اگر در واکنش به کارهایی نظیر بالا رفتن از مبلمان بر سر کودک نوپایتان فریاد بکشید این کار واکنشی جز اضطراب، خشم و از همه مهم‌تر کنجکاوی بیشتر در او به همراه ندارد. در عوض توصیه می‌کنیم خیلی سریع اما به نرمی حواسش را پرت کرده و او را مشغول به انجام کار دیگری کنید. برای مثال، اگر کودک نوپایتان خود را از دسته مبلمان بالا می‌کشد، به آرامی او را برداشته و روی زمین بگذارید و شروع به خواندن کتاب برایش کرده و یا با همدیگر با اسباب بازی ها بازی کنید. منحرف کردن توجه کودک نوپا به کاری دیگر نه تنها موجب می‌شود که دیگر آن کار به خصوص را انجام ندهد بلکه به نوعی به او آموزش داد‌ه‌اید که کارهایی نظیر بالارفتن از دسته مبلمان «ممنوع» است. احتمالا بارها دیده یا تجربه کرده‌اید کودکان نوپایی را که برای به دست آوردن یا خوردن چیزی مانند شکلات پیش از شام گریه می‌کنند. در این موارد شاید به خود بگویید «همین یک دفعه است» و «مشکلی به وجود نمی آید». اما چنین نرمشی به کودک این اجازه را می‌دهد تا همواره از این استراتژی برای به دست آوردن هر آنچه می‌خواهد استفاده کند. در واقع او را به طور ناخواسته ترغیب می‌کنید که با گریه کردن به اهدافش برسد. به خاطر داشته باشید وضع کردن برخی محدودیت‌ها مهم است و از آن مهمتر پافشاری بر اجرای آنهاست. به این نکته مهم هم توجه کنید که شما و همسرتان باید به این قوانین احترام بگذارید و در مواجهه با گریه کودک از مواضع خود کوتاه نیایید، زیرا تجربه ثابت کرده نرمش یکی از والدین در برابر گریه کودک (که از سر خواستن چیزی غیرمتعارف و در زمانی غیر منطقی صورت می‌گیرد) همزمان با پافشاری همسر بر «نه» گفتن پیامهای ضد و نقیضی به کودک ارسال می‌کند و به او این اجازه را می‌دهد تا در مرتبه بعدی با صلابت بیشتری از راه گریه به خواسته‌اش برسد. کودک نوپا بیشتر از آنکه از گوش دادن به حرف‌های شما چیزی فرا بگیرید از آنچه که انجام می‌دهید الگو می‌پذیرد. اگر فرزندتان نسبت به یکی از دوستان هم سن و سالش خشم و غضب می‌کند و دید خوبی به او ندارد، رفتاری را از خود بروز دهید که دوست دارید او نیز همان کار را انجام دهد، مثلا بگویید :«دوستت را به آرامی در آغوش بگیرد» سپس دست‌های کودک را به آرامی باز کرده و چگونگی در آغوش گرفتن را برایش اجرا کنید. همچنین اگر مسواک زدن برایش کار سختی است، به جای صحبت کردن این بار همراه او شوید و با یکدیگر دندانهایتان را مسواک بزنید.

اگر همیشه از واژه «نه» استفاده کنید، حساسیت کودک نوپایتان به این کلمه و اثرگذاری آن به تدریج کمرنگ می‌شود. سعی کنید از این واژه در مواردی که انجام کاری خاص، خطری برای سلامت کودک به همراه دارد استفاده کرده و در عوض در مواردی که خبری از خطر نیست از عبارت‌های معادل اما فاقد «نه» استفاده کنید. به عنوان مثال اگر کودک در حال رساندن خود به مایکرویو است با قاطعیت از «نه» استفاده کرده اما وقتی خبری از انجام کارهای خطرناک نیست، مثلا درآوردن کفش در خودرو، به جای گفتن «نه» از عباراتی نظیر این استفاده کنید: وقتی به خانه رسیدیم پاهایت را از کفش خارج کن، آن موقع می‌توانی بدون کفش بازی کنی. برخی مواقع کارهای نامناسب کودک نوپایتان به این دلیل صورت می‌گیرد که به خوبی نمی‌تواند با شما و محیط اطراف ارتباط مناسبی برقرار کند و او فکر می‌کند از این طریق توجهتان را به بهترین نحو ممکن جلب می‌کند. اینجاست که واکنش شما تعیین کننده خواهد بود. پس کاری کنید که کودکتان متوجه شود شما از انجام کارهای مناسب وی خوشحال می‌شوید. همچنین نشان دهید هر بار که قوانین ساده وضع شده در خانه را رعایت می‌کند شاد می‌شوید. پس هر بار که لباسش را در جای خود آویزان کرد با لبخندی حاکی از رضایت به او نشان دهید که توجهتان کاملا جلب شده است. پس از این واکنش‌ها تعجب نکنید که کارهای رضایت بخش زیادی را پشت سر هم انجام دهد.

 

کودک باید در حرف زدن، کار کردن، خوابیدن، غذا خوردن، لباس پوشیدن، رفت وآمد و حفظ وسایل خود نظم و انضباط را رعایت کند. اما چطور می توان کودکی یک ساله را از رفتن به سمت تلوزیون  باز داشت؟ چطور با کج خلقی کودک در سنین پیش از مدرسه باید کنار آمد؟ چطور فرزند نوجوانمان را واداریم به قوانین احترام بگذارد؟

پایه اصلی و اساسی نظم و انضباط در زندگی فرزندان، رفتار والدین است. اگر والدین خود عامل نظم نباشند، تنبیه یا توصیه مکرر به نظم برای ایجاد نظم و رفع بی نظمی کودکان سودی نخواهد داشت.اینان بخش زیادی از آموخته های خود را از طریق مشاهده نزدیکانشان و بالاخص پدر و مادر فرامی گیرند، بنابراین مداومت به رفتارهای مثبت و وجود نظم در رفتار والدین، بهترین وسیله آموزش کودک است.کودک در هر سنی باشد، هنگامی که مسأله انضباط مطرح می شود، توجه به این نکته ضروری است که پدر و مادر با توافق یکدیگر شیوه یکسانی را تعیین کنند و در اعمال این شیوه تداوم داشته باشند. اگر والدین در اعمال قواعدی که برای کودک تعیین می کنند و پیامدهای ناشی از عدم رعایت آنها ثابت قدم باشند، کودک هم این قواعد را می پذیرد.نوزادان و نوپایان به طور طبیعی کنجکاو هستند. بنابراین شیوه عاقلانه این است که چیزهای خطرناکی که آنها را وسوسه می کند، از جلوی چشم شان دور کنیم و به خواستشان برای دست زدن به این چیز ها پاسخ رد بدهیم. بنابراین باید تلوزیون   ، ویدیو، استریو، جواهرات و به خصوص مواد پاک کننده و دارو ها را از دسترس آنها دور کنیم.

هنگامی که نوزادی روی زمین می خزد یا نوپایی که تازه به راه افتاده است، برای بازی کردن به سمت چیزهای خطرناک می رود، با آرامش به او «نه» بگویید؛ کودک را از کنار این اشیاء دور کنید یا حواس او را به انجام فعالیتی مطلوب پرت کنید.در کودکان نوپا می توانید از روش تنها گذاشتن به عنوان یک روش تنبیهی استفاده کنید. برای مثال، به کودکی که لگد می اندازد، گاز می گیرد یا غذایش را پرت می کند، باید بگویید رفتارش غیرقابل قبول است و او را به محلی مخصوص برای تنها گذاشتن ببرید، مثلا روی صندلی آشپزخانه او را برای یک یا دو دقیقه به حال خود راه کنید (تنها گذاشتن کودک نوپا بیشتر از این مدت بی اثر است.)نکته مهم این است که از هر نوع تنبیه جسمی کودک در هر سنی خودداری کنید، به خصوص نوزادان و نوپایان نمی توانند رابطه ای میان رفتارشان و تنبیه جسمی برقرار کنند. آنها تنها درد تنبیه جسمی را احساس خواهند کرد. هنگامی که کودک شما بزرگتر می شود و می تواند ارتباط میان اعمالش و پیامدهای آنها را درک کند، آموزش دادن قواعد خانه را به او شروع کنید.پیش از این که کودک را برای انجام رفتار معینی تنبیه کنید، به او توضیح دهید که از او چه انتظاری دارید. برای مثال، اگر کودک ٣ساله ای با مداد شمعی روی دیوارهای خانه نقاشی کرده است، به او توضیح دهید که چرا این کار مجاز نیست و اگر دوباره این کار را انجام دهد، چه پیامدی برای او خواهد داشت (برای مثال، مجبور خواهد شد به پاک کردن دیوار ها کمک کند یا مدادشمعی ها برای بقیه روز از دست او گرفته خواهد شد.) اگر چند روز بعد کودک دوباره روی دیوار نقاشی کرد، به او یادآوری کنید که مداد شمعی فقط برای نقاشی کشیدن روی کاغذ است و بعد تنبیهی را که معین کرده اید، اعمال کنید.هرچه والدین زود تر این نوع قواعد و پیامدهای عدم رعایت آنها را برای کودک معین کنند، هم برای خودشان و هم برای کودک بهتر است.گرچه در برخی موارد برای والدین راحت تر است که رفتارهای نامناسب گاهگاهی کودک را نادیده بگیرند و تنبیه معین شده را اجرا نکنند، اما چنین برخوردی آموزش انضباط به کودک را مختل می کند.حفظ تداوم و ثبات در آموزش انضباط به کودک بسیار مهم است و والدین باید به همراه یکدیگر (نه به صورت فردی) تصمیم بگیرند که چه قواعدی را باید در خانه به اجرا بگذارند.والدین در عین حال که برای کودک روشن می کنند چه رفتارهایی به تنبیه خواهد انجامید، نباید پاداش دادن را نیز فراموش کنند.

 

اثر مثبت تحسین کردن کودک را دست کم نگیرید. انضباط فقط با تنبیه کردن به دست نمی آید، بلکه تقدیر کردن از رفتار خوب کودک هم در ایجاد آن موثر است. برای مثال، گفتن این جمله به کودک «آفرین که اسباب بازی هایت را در زمین بازی به بچه های دیگر هم دادی!» معمولا موثرتر از تنبیه کردن کودک برای رفتار متضاد یعنی ندادن اسباب بازی هایش به بچه های دیگر است. همچنین باید به خاطر داشت هنگام تحسین کردن، دقیقا مشخص کنید که از کدام رفتار کودک خوشتان آمده است و به تحسینی کلی بسنده نکنید. اگر کودکتان بدون توجه به واکنش های شما به انجام رفتار غیرقابل قبول ادامه می دهد، می توانید نموداری را طراحی کنید و رفتارهای کودک را با مهره های مغناطیسی برای هر روز هفته روی آن مشخص کنید. بعد تصمیم بگیرید که پس از چند بار رفتار نادرست کودک باید او را تنبیه کنید یا پس از چند بار انجام رفتار مناسب به وسیله کودک به او پاداش دهید.این نمودار را روی یخچال بچسبانید و هر روز رفتارهای مناسب و نامناسب کودک را روی آن ثبت کنید و آن را به کودک نشان دهید.این نمودار تصویری عینی از وضع رفتاری کودک را به او نشان خواهد داد. هنگامی که این نمودار بر کودک تأثیر گذاشت، او را به خاطر یادگیری کنترل کردن رفتارهای بدش، تحسین کنید.پاداش یا تنبیه باید به طور روزانه اعمال شود. موکول کردن تنبیه به آینده دور تاثیری نخواهد داشت.نکته مهم این است با کودکتان صرفا درباره چیزهایی که انجام دادنش بد است، صحبت نکنید، بلکه انجام دادن کارهای خوب را هم به او آموزش دهید. برای مثال، به جای این که به کودک بگویید:«روی کاناپه نپر» به او بگویید:«روی مبل بنشین و پاهایت را روی زمین بگذارد.نکته مهم، اصلاح رفتار والدین و رعایت نظم و انضباط از جانب آنهاست. اتفاقی که اگر در خانواده نهادینه شود، کودکان را نیز به سمت رعایت نظم سوق خواهد داد.تا جایی که برایتان مقدور است، کودک را با خط مشی منظم تربیت کنید و با نظم با او برخورد کنید. اگر والدین (یا دیگر مراقبان)، با یکدیگر موافق و یکدل نباشند، سازگاری می تواند به یک چالش تبدیل شود. اگر کودکی غذای خود را روی زمین بریزد یا در زمان تعیین شده نخوابند، نمی دانیم که چه نوع عکس العملی، بهترین عکس العمل می باشد! بنشینید و با همفکری با یکدیگر پاسخی مناسب بیابید و بر انجام آن اصرار کنید. دکتر تانیا ریمِر آلتمن، نویسنده ی کتاب ارتباطات مامانی که به ۱۰۱ سوال مهم والدین در مورد نوزادان و کودکان نوپا پاسخ می دهد، در سخنانی می گوید: “شما نمی خواهید که به کودک خود پیام های متناقضی بدهید؛ شما واقعا می خواهید فردی سازگار باشید”. تمرکز بر روابط خانوادگی بسیار لذت بخش و باب میل است اما برخی والدین در انجام این کار افراط می کنند. دکتر توماس فالِن، روان شناس بالینی در حومه ی شیکاگو و نویسنده ی چندین کتاب درباره ی فرزندداری، از جمله جادوی ۱٫۲٫۳، می گوید: “کودکان، سپری کردن اوقات را با یکی از والدین، بسیار دوست دارند. اختصاص دادن زمانی برای کودکان به طور مجزا، برای والدین نیز بسیار سرگرم کننده می باشد؛ زیرا مجبور نیستند تا با رقابت و هم چشمی دو کودک با یکدیگر کلنجار روند”. روش مناسب برای سپری کردن زمان با یک کودک نوپا، چه روشی است؟ فالِن، این طور پاسخ می دهد: “بسیار ساده است؛ روی زمین بنشینید و با او بازی کنید. هنگامی که می خواهد بخوابد، برای او قصه بگویید یا کتابی را که دوست دارد، برایش بخوانید”. بیش از حد کمک کردن برخی از والدین در انجام هر کاری به کودکان هم میتواند مشکل ساز باشد؛ هنگامی که کودک برای انجام دادن کاری بسیار کوچک دچار مشکل می شوند، والدین با سرعت به آنها نزدیک شده و کارشان را انجام می دهند. عده‌ای معتقدند باید با ترساندن کودک انضباط را به وی آموخت، زیرا به نظر ایشان، کودک موجودی طبعا شرور است. از این رو باید او را از ارتکاب شر و فساد بازداشت و با اعمال خشونت و انواع مجازات او را محدود کرد تا به فرمان درآید.برخی دیگر می‌گویند کودک موجودی طبعا نیکو وصالح است و باید او را به حال خود گذاشت تا هر چه دلش می‌خواهد آزادانه انجام داده، تمایلاتش را ارضا کند. بنابراین نباید با نظم دهدی دست و پایش را ببندیم، بلکه باید به وی فرصت دهیم تا استعدادهایش را شکوفا کند.بررسی‌ها و مطالعات دقیق نشان می‌دهد کودکانی که براساس دیدگاه اول تربیت شده‌اند، چون همیشه در برابر بزرگتر‌ها خضوع کرده و تسلیم بوده‌اند و در بزرگسالی هیچ ابتکاری از خود نشان نمی‌دهند. این کودکان در زندگی آینده شکست می‌خورند. آزاد گذاشتن کودکان بنابر روش دوم نیز برای آنان زیان آور بوده سبب می‌شود در آینده به مقررات و قوانین پشت پا بزنند و افرادی بی‌قید و لاابالی بار بیایند.


براساس این تحقیقات روش سومی نیز وجود دارد، که از نواقص هر دو نظریه برکنار است و به بهترین وجه کودک را برای زندگی آینده آماده می‌سازد. در این روش مربی می‌کوشد نظم را درکودک درونی کند و این همان هدف اساسی تربیت کودک است که می‌کوشد اصول انضباطی را در ذات او نهادینه کند. در این روش انضباط به معنای اطاعت محض و فرمانبرداری نیست و به جای فرمان دادن و گفتن پی در پی «این کار را بکن» و «آن کار را نکن» با حفظ شخصیت کودک، مربی می‌کوشد به او بهفماند که در سایه رعایت اصول انضباطی زندگی بهتری خواهد داشت. و با نظم، لذت و بهره‌ کامل‌تری از زندگی خواهد برد. قواعد و محدودیت‌ها باید متناسب با سن بچه‌ها تغییر کند. اگر از کودک پنج ساله بخواهیم که هنگام عبور از خیابان دستمان را بگیرد سخنی منطقی گفته‌ایم، اما نباید از یک نوجوان پانزده ساله چنین انتظاری داشته باشیم. همچنین نباید تکالیف سنگین بر دوش کودکانمان بگذاریم، زیرا کودک نمی‌تواند از عهده آن برآید و این مسئله سبب ناکامی وی می‌شود این خود عامل مشکلات بسیاری مانند پرخاشگری انزواطلبی و دروغگویی می‌شود. به آخرین باری که دیگران شما را تشویق کردند فکر کنید. در آن لحظه چه احساسی داشتید؟ اگر تشویق درست و به موقع بوده باشد هنوز هم احساس خوبی در شما ایجاد می‌کند .شکی نیست که تشویق رشد دهنده عزت نفس انسان‌ها است. تشویق غذای روح و روان است و برای پیش بردن کارها بسیار ضروری است. این که انسان‌ها می‌توانند بدون تأیید موفقیت‌ها و توانایی‌ایشان برای خود ارزش قائل شوند تصوری بیهوده است. اگر چه همه ما از قدرت تشویق و اهمیت آن برای سلامت روان آگاهی داریم، در بعضی از خانواده‌ها تشویق به کالایی نایاب تبدیل شده است.برای اینکه تشویق موثر افتد، باید خالصانه بیان شود. افزون بر آن که بهتر است تشویق ویژه باشد . این جمله که «من روش تو را در کاربرد متفاوت رنگ‌ها و خطوط سیاه اطراف نقاشیت می‌پسندم» یک هنرمند جوان را بیشتر از این که بگوییم «تابلوی زیبایی است» دلگرم می‌کند و به او انگیزه می‌أهد تا آنجا که امکان دارد بر موفقیت‌های فرزندان تمرکز شوید نه برگ کردن اشتباهات و تقصیرات آنها و بکوشید دستور «دست کم یک تشویق در هر روز» را حتما به خاطر بسپارید.
درباره ادیسون می‌گویند که در کودکی فردی بی‌استفعداد و کودن به نظر می‌رسید و چون سرش بیش از حد بزرگ بود اطرافیان تصور می‌کردند دچار اختلال حواس است. از او نقل شده است که گفته است: اگر مادرم مرا تشویق نمی‌کرد، شاید مخترع نمی‌شدم.
برای پدید آمدن انضباط در کودکان، لازم است فوائد انضباط و پیامدهای بی‌انضباطی را برای آنان تشریح کنیم تا آنان این گوهر گران‌بها را بشناسند و کاخ زندگی خود را بر پایه آن استوار سازند. از همین روست که کارشناسان تربیتی برخی عوامل سرپیچیو نافرمانی فرزندان را چنین معرفی می‌کنند:
نا‌آگاهی از فوائد فرمانبری صدور فرمان بدون هیچ توضیحی درباره آن سختی انجام دادن فرمان بیش از گنجایش جسمی و عقلی کودک نا آگاهی والدین از روش درست فرمان دادنالبته باید توجه داشت که این اصل در مورد کودکان بالای دو سال کاربرد دارد و در اجرای آن باید به سطح شناخت کودک توجه داشته باشیم.از دیگر راه‌کارهایی که برای ایجاد نظم و انضباط در فرزندان باید بدان توجه کرد، پرهیز از خشم و زورگویی است. انضباطی که برپایه خشم و غضب استوار باشد و با زور حاکم شود همچون خانه‌ای است که بر پایه‌هایی سست بنا شود و به محض برداشته شدن زور و اجبار از هم می‌پاشد و فرو می‌ریزد.
ایجاد انضباط از راه زور، پیامد‌های زیانباری در پی دارد که می‌توان از میان آنها به مقاومت، بی‌اعتنایی، پرخاشگری، بدخلقی، دروغ‌گویی، انزواطلبی، لج بازی و فقدان اعتماد به نفس در کودک اشاره کرد. اگر به گونه‌ای منطقی مستدل و صرح با کودک روفتار شود او حقیقت را می‌پذیرد و تسلیم آن می‌شود .اجرای برنامه‌های انضباطی بدون عفو و گذشت امکان پذیر نیست. در صورت تخلف باید شکیبا بود ولی در اجرای انضباط پافشاری لازم است و از راه تشویق و تحسین و در مواقع ضروری از راه توبیخ و بی‌اعتنایی می‌توان به اصلاح رفتار کودکان پرداخت. برای بیان این که انضباط ابتدا به صورت یک رفتار در روان فرزند شکل گیرد و سپس به عادت و آنگاه به ملکه‌ای در وی مبدل شود،باید در استوار ساختن آن مداومت کرد. اغلب فرمان‌هایی که برای کودکمان صادر می‌کنیم زمان چندانی برای انجام دادن لازم ندارند واین زمان کمتر از وقتی است که صرف بحث کردن در مورد آنها می‌شود. اگر از دوران خردسالی بچه‌ها شروع به درخواست کمک از آنها کنید آن‌ها به وظایف خود به چشم یک بخش طبیعی از زندگیشان نگاه خواهند کرد. بعدا شما می‌توانید با اندازه گیری زمان پاسخ آن را تبدیل به یک بازی کند: «چقدر طول می‌کشه رختخوابتو مرتب کنی؟ شروع می‌کنیم، یک ، دو، سه عالیه! کارت رو در چهار و نیم دقیقه تمام کردی، واقعا که می‌تونم روی کمکت حساب کنم، خیلی ممنون!» با این روش، ضمن این که کودک بازی می‌کند و از کارش لذت می‌برد، وظایفش را هم انجام داده است.

 

منابع

https://www.healthychildren.org/English/family-life/family-dynamics/communication-discipline/Pages/Disciplining-Your-Child.aspx

https://www.healthychildren.org/English/family-life/family-dynamics/communication-discipline/Pages/Where-We-Stand-Spanking.aspx

http://onlinelibrary.wiley.com/doi/10.1111/cdev.12064/abstract

http://kidshealth.org/en/parents/toddler-tantrums.html

https://www.zerotothree.org/resources/326-toddlers-and-challenging-behavior-why-they-do-it-and-how-to-respond

تمامی حقوق تاپی شاپی متعلق به این سایت است. آماده سازی سایت توسط آرشیتا وب

ورود با نام‌کاربری و گذرواژه

فراموشی گذرواژه